دربارهی "توحید"

 

ما هنگامي قرآن را مطالعه مي‌کنيم که پيش از آن «سنتهاي اسلامي» را از طريق خانواده و محيط خود آموخته‌ايم و به آنها عادت کرده‌ايم. به اين ترتيب آموزشهاي خانوادگي و محيطي پيشتر از قرآن در شکل‌گيري باورها و رفتارهاي ديني ما تأثير دارد. در «جامعه‌ي اسلامي» به مفهوم امروزي آن، ما قرآن را مطالعه نمي‌کنيم تا مسلمان شويم، چون ما از قبل «مسلمان» هستيم. بنا بر اين در عمل نمي‌توانيم بگوييم که قرآن اولين منبع باورها و رفتارهاي ديني ماست.

«سنتهاي اسلامي» اعم از اعتقادي و رفتاري در مذاهب گوناگون اسلامي با يکديگر اختلاف دارند، و از اين رو بسياري از اين سنتها اصالت اوليه‌ي خود را از دست داده‌اند. تفاوت سنتها گاهي در اين حد است كه فعلي در يك مذهب حلال و در مذهب ديگر حرام است. گاهي اختلافات كمتر است، اما گاهي نيز اختلافات چنان شديد است که پيروان مذاهب مختلف يکديگر را تکفير مي‌کنند. با وجود اين اختلافات، همه‌ي مذاهب اسلامي سنت خود را بر قرآن منطبق مي‌بينند. انطباق سنتهاي متفاوت و گاه متضاد مذاهب اسلامي بر تعاليم قرآن غير ممکن است، مگر اينکه هر مذهبي قرآن را بر اساس سنت خود تفسير کند. اين موضوع نيز نشان مي‌دهد که بر خلاف اصول نظري، در عمل سنت بر قرآن تقدم دارد. مفسران و فقيهان هر يک از مذاهب اسلامي مي‌کوشند قرآن را چنان معني کنند که با سنت خاص آن مذهب هماهنگ شود. در اين فرآيند بسياري از آموزه‌هاي قرآن به نفع سنت تحريف مي‌شود.

اگرچه بسياري از «سنتهاي اسلامي» بين مسلمانان مشترک است، اما حتي اشتراک سنتها هم لزوماً دليلي بر اصالت آنها نيست. گاهي مسلمانان در موضوعي مشترکاً اشتباه مي‌کنند و البته گاهي هم مشترکاً درست مي‌گويند. مذاهب گوناگون مسيحي علي رغم اختلافات، در اصولي مانند تجسد و تثليث مشترکند. مشترک بودن ميلياردها مسيحي در اين اصول به معني صحت و اصالت اين اصول نيست، اما از آنجا که اين اصول معمولاً در کودکي آموخته مي‌شود و هويت مسيحيان نيز بر آنها استوار است، کمتر کسي حاضر است که آن را در بزرگسالي نقد کند و آرامش ذهني خود را به هم بريزد. سنت متواتر مسيحيان در طول نزديک به دو هزار سال و اجماع روحانيان مسيحي، هيچيک نمي‌تواند دليلي بر انتساب تمام تعاليم مسيحيت به عيسي باشد. اصالت و حقانيت پاره‌اي از «سنتهاي اسلامي» را نيز مي‌توان مستقل از اجماع مسلمانان و متخصصان دين بر اين سنتها بررسي کرد.