اعجاب پیامبر از زیبایی زنان

 

در آيات 30 و 31 سوره‌ي نور، قرآن مردان و زنان مؤمن را به غض بصر و حفظ فروج فرمان مي‌دهد:

 

به مردان مؤمن بگو كه غض بصر كنند و فروج خود را حفظ كنند. اين برايشان پاكيزه‌تر است. خدا به آنچه مي‌كنند آگاه است. (نور 30)

به زنان مؤمن بگو كه غض بصر كنند و فروج خود را حفظ كنند و زينت خود را جز آنچه از آن پيداست آشكار نكنند، و خِمارشان را بر جيوبشان بزنند، و زينتشان را آشكار نكنند مگر بر شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنانشان يا مملوكانشان يا مردان تابعي كه اِربه ندارند يا كودكاني كه بر عورتهاي زنان اظهار ندارند، و پايشان را نزنند که آنچه از زينتشان پنهان مي‌كنند دانسته شود. و اي مؤمنان همگي به سوي خدا بازگرديد تا رستگار شويد. (نور 31)[1]

 

بنا به استنباط مرتضي مطهري در کتاب «مسأله‌ي حجاب»، غض بصر يعني كم کردن نگاه به چهره. بعضي از مفسران نيز غض بصر را ترک نگاه به عورت معني كرده‌اند:

 

«اين نكته بايد اضافه شود كه برخي از مفسران كه غض بصر را به معني ترك نظر گرفته‌اند مدعي هستند كه مقصود ترك نظر به عورت است، همچنانكه جمله‌ي بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است.»[2]

 

اختلاف نظر در استنباطات فقهي حول اين اصطلاح قرآني به اين علت است که در اين دو آيه تصريح نشده است كه مردان و زنان مؤمن نگاه به چه چيزي را كم يا ترك كنند. با اين حال آيات ديگري در قرآن وجود دارد که مي‌تواند در روشن شدن معني اين اصطلاح کمک کند، آياتي كه در كتاب مسأله‌ي حجاب به آنها اشاره نشده است:

 

اي پيامبر، ما حلال كرديم برايت همسرانت را كه مزدشان را پرداختي، و مملوكاني كه خدا به تو غنيمت داده است، و دختران عمويت و دختران عمه‌هايت و دختران دايي‌ات و دختران خاله‌هايت كه با تو مهاجرت كردند و زن مؤمني كه خودش را به پيامبر ببخشد اگر پيامبر بخواهد او را به همسري بگيرد، خاص تو نه ديگر مؤمنان است. ما دانستيم آنچه را درباره‌ي همسران و مملوكانشان مقرر كرديم تا براي تو مشكلي نباشد. و خدا آمرزنده و مهربان است. (احزاب 50)

هركدامشان را كه خواستي ارجا كن و هركدام را كه خواستي نزد خود مأوي ده، و بر تو باكي نيست كه هركدام را كه ترك كرده‌اي طلب كني. اين نزديكتر است كه چشمشان روشن شود و اندوهگين نشوند و همگيشان به آنچه به آنها داده‌اي خشنود شوند. وخدا آنچه را در دل شماست مي‌داند، و خدا دانا و بردبار است. (احزاب 51)

از اين پس ديگر زني بر تو حلال نيست، و نه اينكه آنان را با زناني جايگزين كني، ولو اينكه زيبايي آنان تو را به اعجاب آورد، مگر اينكه مالك آنها شوي، و خدا بر هر چيز مراقب است. (احزاب 52)

 

اعجاب در عربي هم به معني تعجب كردن است، هم به معني خوش آمدن، و هر دو معني در قرآن استفاده شده است. آنگاه كه اعجاب در رابطه‌ با نكاح و روابط زن و مرد بيايد، معني طبيعي‌تر آن خوش آمدن و شيفتگي است، نه تعجب كردن.[3]

 

با زنان مشرك تا ايمان نياورند نكاح نكنيد، كنيزي مؤمن بهتر از زني مشرك است هرچند شما را به اعجاب آورد، و با مردان مشرك تا ايمان نياورند نكاح نكنيد، غلامي مؤمن بهتر از مردي مشرك است هرچند شما را به اعجاب آورد. آنها به آتش دعوت مي‌كنند، و خدا به اذن خود به بهشت و آمرزش دعوت مي‌كند، و آياتش را براي مردم بيان مي‌كند تا پند گيرند. (بقره 221)

 

اگرچه مي‌توان اعجاب را در آيه‌ي بالا به موضوعاتي غير از زيبايي متوجه کرد، اما در مورد پيامبر عبارت «اعجاب از زيبايي زنان» صراحت دارد. ترجمه‌هاي ديگري از اين عبارت را نيز در اينجا نقل مي‌كنيم:

 

-هر چند زيبايي آنان براي تو مورد پسند افتد. (محمد مهدي فولادوند)

-گرچه زيبايي آنان تو را خوش آيد. (بهاءالدين خرمشاهي)

-هرچند از حسنشان به شگفت آيي و بسيار در نظرت زيبا آيند. (مهدي الهي قمشه‌اي)

-هرچند تو را از زيبايي او خوش آيد. (عبدالمحمد آيتي)

-هرچند خوش آيدت زيبايي آنان. (محمد کاظم معزي)

-هرچند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود. (ناصر مكارم شيرازي)

-و اگر زيبايي زنها ترا به تحسين واداشت و شيفته ساخت. (محمد تقي مصباح يزدي)[4]

 

اين آيه در سوره‌ي مدني احزاب آمده است و اگر داده‌هاي تاريخي در مورد سن پيامبر و مدت اقامت او در مدينه دقيق باشد، به زماني در دهه‌ي آخر عمر 63 ساله‌ي پيامبر مربوط مي‌شود. قرآن مي‌گويد «حتي اگر از زيبايي آنان به اعجاب آيي»، در حالي كه آنان زنان پيامبر نبودند. پيامبر حتي نمي‌توانست به نيت خواستگاري به زناني غير از گروه مورد اشاره در آيه‌ي 50 سوره‌ي احزاب بنگرد، چون «از اين پس ديگر زني بر او حلال نبود». با اين حال پيامبر در سن بالا و با داشتن زنان و كنيزان متعدد، مجاز بود كه از زيبايي زناني كه همسر او نبودند و قرار هم نبود كه همسر او شوند به اعجاب آيد.

احكام پوشش زنان در جامعه به اين بحث اخلاقي مرتبط است كه ديدن زيبايي زناني غير از همسر و خوش آمدن از زيبايي آنان چه حكمي دارد. از نظر فقه سنتي پوشش زن و نگاه مرد بايد چنان باشد که از وقوع اين امر جلوگيري کند، چون خوش آمدن مرد از ديدن زيبايي زن بيگانه حرام است. آيه‌ي 52 احزاب  درستي چنين استنباطي را زير سؤال مي‌برد.

نكات ديگري را نيز مي‌توان عنوان كرد كه بر اساس آن مفهوم اصطلاح قرآني «غض بصر» به «ترك نگاه به عورت» نزديكتر است:

1. در استنباطِ احكامِ نگاه و پوشش، بايد به فرهنگ پوشش در جاهليت توجه كنيم. در کتاب مسأله‌ي حجاب آمده است که «در جاهليت بين اعراب ستر عورت معمول نبود و اسلام آن را واجب كرد».[5] در تفاسير قرآن مي‌خوانيم كه در جاهليت زنان و مردان به شكل كاملاً برهنه به طواف كعبه مي‌پرداخته‌اند.[6] اگر اين داده‌هاي تاريخي درست باشد، احکامي چون غض بصر، حفظ فروج و پرهيز از تبرج جاهلي را بايد با نگاه ديگري تحليل کرد. امروزه جز ديوانگان كمتر كسي را ممكن است در جامعه مشاهده كنيم كه به عمد كشف عورت كند، اما همان گونه كه هنوز در بعضي از قبايل بدوي مشاهده مي‌شود، شايد در ميان اعراب و به‌خصوص اعراب بدوي نيز آشكار شدن عورت چندان زشت تلقي نمي‌شده است.

2. از آيات قبل از غض بصر در سوره‌ي نور مي‌توان نتيجه گرفت كه اعراب سرزده و بدون اجازه به خانه‌ي ديگران وارد مي‌شده‌اند.[7] با داشتن چنين فرهنگي ممكن است كه زن يا مرد برهنه‌اي در خانه، به شكل ناخواسته و بدون آمادگي در مقابل چشمان مهمان ناخوانده قرار گيرد. اين آيات را در بررسي اصطلاح قرآني «حجاب» با تفصيل بيشتري بررسي خواهيم كرد.

3. كساني كه لباس احرام را پوشيده‌اند مي‌دانند كه در اين لباس ساده بايد مواظبت بيشتري كرد تا شرمگاههاي بدن آشکار نشود. در فرهنگ پوشاک امروزي معمولاً شرمگاههاي بدن پوششي اختصاصي و نزديک به بدن دارند که آشکار شدن آنها را دشوار مي‌کند. علاوه بر آن طرح ساير لباسها و تجهيزات متصل به آنها به گونه‌اي است که امکان برهنگي ناخواسته‌ي شرمگاهها در حد صفر است. اما اعرابيي را در نظر بگيريد که با لباسي ساده در حد لباس احرام و شايد كمتر از آن بخواهد بر شتر سوار شود يا از نخل بالا برود. به احتمال زياد صحنه‌اي پيش مي‌آيد که مردان و زنان مومن بايد چشم خود را از آن بدزدند. بنابر اين حتي اگر نخواهيم بگوييم «در جاهليت ستر عورت معمول نبود»، مي‌توان گفت که شکل پوشش اعراب و فرهنگ خاص آنها در ورود سرزده به خانه‌‌ي ديگران مي‌توانسته به کشف عورت منجر شود.

4. احكام فقهي غض بصر بيشتر بر غض بصر مرد از زن متمرکز است، احكامي از قبيل اين كه مرد بايد چگونه به زن نگاه كند كه مرتكب حرام نشود، يا در  خواستگاري از زن چه ميزان نگاه مرد به زن مجاز است. اين در حالي است که در قرآن زنان و مردان به شكل يكسان به غض بصر و حفظ فروج حكم داده شده‌اند. ترجمه‌ي «غض بصر» به «ترك نگاه به عورت»، با توجه به يكساني اين حكم براي زنان و مردان منطقي‌تر است. مرد بايد از ديدن عورت، چه عورت مرد چه عورت زن، چشمپوشي كند. زن نيز بايد از ديدن عورت، چه عورت مرد چه عورت زن، چشمپوشي كند.

5. غض بصر از عورت، غض بصر از ديدن زشتي است و ستر عورت، پوشاندن زشتي است. عموم مردم جهان اعم از مسلمان و غيرمسلمان بنا به اخلاق عرفي شرمگاههاي خود را مي‌پوشانند. براي پوشاندن عورت به بحث و مناقشه‌ و استدلال زيادي نياز نيست. اما غض بصر مرد از ديدن زن، غض بصر از ديدن زيبايي است. اينکه زنان بايد زيبايي خود را بپوشانند، و مردان بايد از ديدن زيبايي زنان منع شوند، به راحتي قابل توضيح نيست و حتي براي بسياري از مسلمانان نيز همچنان مسأله است. غض بصر از ديدن زيبايي زن و تحريم اعجاب مرد از اين زيبايي را با منطق رهبانيت بهتر مي‌توان توضيح داد، رهبانيتي كه به گفته‌ي قرآن اهل کتاب آن ابداع کرده‌اند.[8]

امروزه در بعضي از «جوامع اسلامي» زنان چهره‌ي خود را مي‌پوشانند، يا از مردان بيگانه «رو مي‌گيرند». البته لباس هر کسي محترم است، اما پوشيدن هر لباسي را نمي‌توان به احکام قرآن نسبت داد. اگر زنان در زمان پيامبر چنين رسمي داشتند، پيامبر چگونه زيبايي آنها را مي‌ديد؟

قرآن اهل كتاب را به تحريف كلمات از مواضعشان متهم مي‌كند، ما نيز ممكن است مرتكب اين عمل شويم. اگر منظور قرآن غض بصر از زيبايي زن باشد و ما آن را به غض بصر از عورت تقليل دهيم، منظور قرآن را عوض كرده‌ايم و اين اصطلاح را از موضع درست آن تحريف كرده‌ايم. عكس اين مطلب نيز ممكن است اتفاق بيفتد. اگر منظور قرآن غض بصر از عورت باشد و ما آن را به غض بصر از ديدن زيبايي زن توسعه دهيم، باز هم كلمات را از مواضعشان تحريف كرده‌ايم.  در يکي از اين دو تفسير، آيه‌ي اعجاب نديده گرفته شده است و بيشتر بر روايات و سنت مسلمانان تکيه شده است. انسجام منطقي روايات را در يكي از فصلهاي آينده بررسي خواهيم کرد.


پوشش سنتی زنان افغان

 

پوشش سنتی زنان عرب

پوشش سنتی زنان ایرانی در عصر قاجار

نقاشی از پوشش زنان در عصر قاجار، 1800 میلادی. این پوشش شامل چادر، چاقچور، و روبند بوده است.

 


[1] بعضي از اصطلاحات اين دو آيه مي‌تواند معاني متعددي داشته باشد. به عنوان مثال حفظ فروج هم مي‌تواند كنايه از پوشاندن عورت باشد، هم كنايه از پرهيزکاري جنسي. براي پرهيز از اشتباه در ترجمه، اصطلاحات قرآن را در حد امکان به شکل اصل عربي آن بيان مي‌کنيم و سپس به بررسي مفهوم آنها مي‌پردازيم.

[2] مسأله‌ي حجاب، ص 128.

[3] عَجَب يعني شگفتي، و عُجب يعني خودشيفتگي.

[4] اخلاق در قرآن، جلد 2، ص 287

[5] مسأله‌ي حجاب، ص 128.

[6] به عنوان مثال به تفسير الميزان، آيه‌ي 28 سوره‌ي اعراف مراجعه كنيد.

[7] سوره‌ي نور، آيات 27 تا 29.

[8] سوره‌ي حديد، آيه‌ي 27.