خواستگاري و نقض کليه‌ي احکام فقه سنتي در نگاه و پوشش

 

عدم توجه به فلسفه‌ي احکام پوشش زنان، فقه سنتي را به صدور فتاواي غريب و غيرکاربردي سوق مي‌دهد. چنانکه ذکر شد، بنا به حکمي فقهي زن مي‌تواند جز محدوده‌ي ناف تا زانو ساير بخشهاي بدن خود را در برابر محارم برهنه کند. اينکه چرا زن مي‌تواند چنين کند و چه دليلي براي اين ميزان از برهنگي وجود دارد بر ما معلوم نيست.  در عمل هم سراغ نداريم که زن، به خصوص زن مومن، در خانه با چنين پوششي در برابر کسي غير از شوهر ظاهر شود. به همين ترتيب فقه سنتي فتوا مي‌دهد که منظور از قواعد پيرزنان هستند، اما بر ما معلوم نيست که چرا پيرزنان مثلاٌ مي‌توانند سر يا ذراع خود را برهنه کنند و اگر نتوانند چنين کنند با چه مشکلي مواجه مي‌شوند. در عمل هم سراغ نداريم که پيرزن مسلماني که قبل از پيري محجبه بوده است در آخر عمر با پيراهن آستين کوتاه و سر برهنه در خيابان ظاهر شود، مگر اينکه سلامت عقلي خود را از دست داده باشد.

يکي ديگر از ايرادات فتاواي مبتني بر فقه سنتي در خصوص پوشش زنان اين است که هر جا مشکلي پيش آمد، استثنايي غيرقرآني به قرآن تحميل مي‌شود. چنانکه گفتيم، چون ميزان برهنگي مجاز زن در برابر شوهر با غيرشوهر يکسان نيست، فقه سنتي شوهر را از ساير محارم استثنا مي‌کند در حالي که در قرآن شوهر از بقيه استثنا نشده است. به همين ترتيب احکام خواستگاري در فقه سنتي مستقل از قرآن و به صورت استثنا وضع مي‌شود، حال آنکه در تفسير مبتني بر منطق آيات، نيازي به اين استثنا نيست.

 

اما خواستگار کيست؟

 

1.  در درجه‌ي اول، خواستگار مردي نامحرم است. محرم نمي‌تواند از زن خواستگاري کند، بنابراين نامحرم بودن زن و مرد نسبت به هم شرطي مهم و اساسي در خواستگاري است.

 

2.  نگاه خواستگار به زن در اصطلاح فقهي «استقلالي» است، يعني خواستگار به اين منظور به زن نگاه مي‌کند که زيباييهاي صورت و اندام او را ببيند و ارزيابي کند. ممکن است نگاه ما به زن صرفاً به دليل صحبت کردن با او باشد. در اصطلاح فقهي به چنين نگاهي «آلي» مي‌گويند. مسلماً نگاه استقلالي خواستگار بر نگاه آلي او اولويت دارد.

 

3.  خواستگاران يک زن واحد ممکن است متعدد باشند، به همان ترتيب که يک مرد واحد نيز مي‌تواند به خواستگاري زنان متعددي برود.

 

4.  خواستگار ممکن است زن را بپسندد يا نپسندد. زن نيز ممکن است خواستگار را بپسندد يا نپسندد. بديهي است که تا زماني که صيغه‌ي نکاح خوانده نشود و به علامت رضایت «بله» گفته نشود، زن ومرد شرعاً همسر يکديگر نيستند. گاه اتفاق مي‌افتد که خواستگاري انجام مي‌شود و رضايت اوليه‌ي طرفين جلب مي‌شود، اما ازدواج صورت نمي‌گيرد.  

 

 

فقه سنتي با تمام اين شرايط به خواستگار اجازه مي‌دهد که در خلوت به معاينه‌ و ارزيابي اندام برهنه يا نيمه‌برهنه‌ي زن بپردازد. در کتاب مسأله‌ي حجاب تصريح شده است که در خواستگاري «جواز نظر اختصاص به چهره و دو دست ندارد بلکه نسبت به مطلق زيباييهاي زن نيز جايز است».[1]

وقتي قواعد را به پيرزنان تفسير مي‌کنيم، از يک طرف آيه‌ي قواعد را به آيه‌اي غيرکاربردي تبديل مي‌کنيم و از طرف ديگر نيازمنديم که مستقل از قرآن احکامي براي خواستگاري وضع كنيم. اما اگر منظور از قواعد زنان بدون شوهر باشند، مسأله حل مي‌شود. نکته‌ي ديگر اينکه با استناد به آيه‌ي قواعد، اجازه‌ي برهنگي زن در برابر خواستگار مطلق نخواهد بود. اين امر نيز معقولتر و معمولتر از احکام افراطي در مورد جواز ديدن مطلق زيباييهاي زن در خواستگاري است.

بنا به منطق آيات 221 بقره و 52 احزاب، مرد حتي مي‌تواند از زيبايي زناني به اعجاب آيد که شرعاٌ نمي‌تواند با آنان ازدواج کند. مؤمنان از نكاح با زنان مشرك منع شده‌اند هرچند از آن زنان به اعجاب آيند، و پيامبر از نكاح با زنان بيشتر منع شده است هرچند از زيبايي آن زنان به اعجاب آيد. وقتي ديدن زيبايي زناني كه مرد نمي‌تواند با آنان ازدواج كند مجاز است، ديدن زيبايي زناني که مرد مي‌خواهد با آنان ازدواج كند به طريق اولي مجاز است. اين نکته را نيز در نظر بگيريم که قرآن در جامعه‌اي چند همسري نازل شده است. در اين جامعه حتي مردي که زن دارد مي‌تواند در صدد داشتن زنان ديگري نيز باشد.

احکام  خواستگاري کليه‌ي احکام فقه سنتي در زمينه‌ي نگاه مرد به زن نامحرم، پوشش زن در برابر مرد نامحرم و خلوت مرد با «اجنبيه» را نقض مي‌کند. زن بي‌شوهر با هر لباسي که فقه ‌سنتي تجويز مي‌کند که در خلوت در برابر خواستگاران نامحرم ظاهر شود، منطقاً مي‌تواند در غيرخلوت نيز در برابر نامحرم ظاهر شود.


 

[1] مسأله‌ي حجاب، ص 198