قل للمؤمنات
آیات
آخر سورهی
مدنی ممتحنه
از امتحان ایمان
زنان مهاجر خبر
میدهد:
ای
کسانی که ایمان
آوردید، چون
زنان مؤمن
مهاجر نزدتان
آمدند آنها را
امتحان کنید.
خدا به ایمان
آنها آگاهتر
است. پس اگر آنها
را مؤمن یافتید،
نزد کافران
برنگردانید.
نه اینان بر
آنان حلالند،
نه آنان بر اینان.
و گناهی بر
شما نیست اگر
پس از دادن
مزدشان با
آنها ازدواج
کنید ... (ممتحنه
10)
زنان
مهاجر پس از
اثبات ایمان
با پیامبر بیعت
میکردند:
ای پیامبر،
چون زنان مؤمن
نزدت آمدند تا
با تو بیعت
کنند که چیزی
را با خدا شریک
نکنند و دزدی
نکنند و زنا
نکنند و
فرزندان خود
را نکشند و بهتانی
را که بین دست
و پای خود
بستهاند، نیاورند
و در معروف از
تو نافرمانی
نکنند، پس با
آنها بیعت کن
و از خدا برایشان
آمرزش بخواه.
خدا آمرزنده و
مهربان است. (ممتحنه
12)
امتحان
ایمان زنان
مهاجر نشان میدهد
که صرف ادعای
ایمان برای پیوستن
به پیامبر کافی
نبود. نظیر این
رویکرد را
قرآن نسبت به
اعرابیانی که
ادعای ایمان میکردند
نیز به کار
برده است:
اعرابیان میگویند
ایمان آوردیم،
بگو ایمان نیاوردید
... (حجرات 14).
به
این ترتیب
زنان مؤمن
مهاجر برای
پیوستن به
جامعهی مؤمنان مراحل
زیر را طی میکردند:
1. جدایی
از
خانواده
2. هجرت
3. امتحان ایمان
4. بیعت با پیامبر
بودند
زنانی که در
مدینه به جمع
مؤمنان میپیوستند
و به هجرت نیازی
نداشتند، یا
زنانی که با
خانوادهی
خود مهاجرت میکردند
و از آنها جدا
نمیشدند، اما
آنچه در سورهی
ممتحنه منعکس
شده است سختترین
شرایط را برای
یک زن مؤمن
مهاجر بیان میکند.
طی کردن این مراحل
برای پذیرش در
جامعهی مؤمنان نشان
میدهد که این
زنان با
آگاهی و آزادی کامل
دعوت پیامبر
را میپذیرفتند
و برای پیروی از او متعهد میشدند.
توجه به این
سوابق از آن
رو مهم است که
احکام پوشش
زنان در قرآن
خطاب به همین
زنان مؤمن
است:
و قل
للمؤمنات: به
زنان مؤمن
بگو!
(نور 31)
یا أیها
النبی، قل
لأزواجک و
بناتک و نساء
المؤمنین! ای
پیامبر، به
همسرانت و
دخترانت و
زنان مؤمنان
بگو!
(احزاب 59)
طبیعی است که زنانی که با اراده و انتخاب خود رهبری پیامبر را پذیرفته و با او بیعت کرده بودند، ملزم به پیروی از دستورات پیامبر بودند.
در «جامعهی اسلامی» به مفهوم مدرن آن، «حجاب اسلامی» برای همهی زنان مستقل از اعتقادات آنها الزامی است. این خود تحریفی آشکار در احکام قرآنی پوشش زنان است. گفته میشود که تعمیم احکام «حجاب اسلامی» به تمام زنان به مصلحت «جامعهی اسلامی» است. بر این اساس میتوان احتمال داد که در طول تاریخ و بنا به مصلحت جوامع و فرهنگهای مختلف، در احکام پوشش زنان تغییرات و تحریفات دیگری نیز اعمال شده است. وقتی که بنا به مصلحت میتوان عبارت روشن «قل للمؤمنات» را تغییر داد، تغییر معنی اصطلاحات مبهم و مناقشهانگیزی چون «زینت» و «خمار» زنان کار سادهتری است.
بنا به مادهی 638 «قانون مجازات اسلامی»، زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از 10 روز تا دوماه یا از 50 هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد. مطابق این قانون حتی زنان قاعدهای که طبق آیهی 60 سورهی نور مجاز به «بیحجابی» هستند، در جامعهی مدرن اسلامی مجرمند(استثنائات احکام پوشش زنان در مقالهی شمارهی 4 همین مجموعه بررسی شده است).
از دیدگاه سنتی، الزام همهی زنان جامعه _اعم از مسلمان و غیرمسلمان و مؤمن و غیرمؤمن_ به پوشیدن آنچه «حجاب اسلامی» خوانده میشود، از نشانههای مهم «اسلامی» بودن آن جامعه است. از دیدگاه قرآنی، حجاب اجباری همگانی بیش از آنکه از اسلامی بودن جامعه حکایت کند، از غلبهی فرهنگ سنتی بر احکام قرآن و استبداد فرهنگی مسلط بر جامعه حکایت دارد.