مکالمه با زنان از پشت حجاب
كاربرد سنتي كلمهي حجاب با كاربرد قرآني آن تفاوت دارد. در فرهنگ امروز مسلمانان حجاب به معني پوشش شرعي زن در برابر مرد بيگانه است. حجاب در قرآن چنين معنايي ندارد، اما رواج اصطلاح حجاب ميتواند با كاربرد اين كلمه در آيهي 53 سورهي احزاب مرتبط باشد. در اين آيه از مسلمانان خواسته شده است كه اگر از زنان پيامبر متاعي ميخواهند، از پشت حجاب بخواهند:
اي كساني كه ايمان آورديد، به خانههاي پيامبر داخل نشويد، مگر آنكه براي غذايي به شما اجازه داده شود، بيآنكه انتظارش را بكشيد. ولي چون دعوت شديد داخل شويد و چون غذا خورديد پراكنده شويد و به صحبت ننشينيد. اين عمل پيامبر را رنج ميدهد و او از شما شرم ميكند، اما خدا از حقگويي شرم نميكند. و چون از آنان متاعي خواستيد، از پشت حجاب بخواهيد. اين كار براي دلهاي شما و دلهاي آنان پاكتر است. و نبايد رسول خدا را بيازاريد و نبايد پس از او هرگز با زنانش نكاح كنيد كه اين كار نزد خدا گران است. (احزاب 53)
«آنان» در آيهي فوق اشاره به زنان پيامبر است و در متن عربي به صيغهي مؤنث بيان شده است. اين حكم در ابتدا غيرعادي به نظر ميرسد، اما براي درك اين حكم غيرعادي بايد رسم غيرعادي مسلمانان را در ورود به خانهي ديگران در نظر بگيريم. منع مسلمانان از ورود بياجازه به خانهي ديگران در آيات ديگري از سورهي نور نيز بيان شده است:
اي كساني كه ايمان آورديد، به خانهاي غير از خانهي خودتان وارد نشويد مگر آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد. اين به خير شماست اگر پند گيريد. (نور 27)
و اگر كسي در آن نيافتيد، داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود، و اگر به شما گفته شد برگرديد، برگرديد كه براي شما پاكتر است. و خدا به آنچه ميكنيد داناست. (نور 28)
البته بنا به قرآن، اجازه گرفتن فقط به غريبهها مربوط نميشود و محارم نيز در زمانهاي خاصي ملزم به اجازه گرفتن هستند.
اي كساني كه ايمان آورديد، بايد مملوكان شما و كساني كه به بلوغ نرسيدهاند سه بار از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز صبح، و هنگام ظهر كه لباستان را در ميآوريد، و بعد از نماز عشا كه سه عورت براي شماست. بعد از اين بر شما و آنها گناهي نيست كه گرد يكديگر بگرديد. خدا اين گونه آيات را براي شما تبيين ميكند. و خدا عليم و حكيم است. (نور 58)
يكي از نكاتي كه در تحليل آيات پوشش بايد در نظر گرفته شود اين است كه فرهنگ اعراب معاصر پيامبر در معاشرت اجتماعي، فرهنگي بدوي و عاري از ادب است. عدم رعايت ادب در معاشرت مسلمانان با پيامبر نيز به چشم ميخورد:
كساني كه از پشت اتاقها تو را صدا ميزنند بيشترشان نابخردند.
و اگر صبر ميكردند تا به نزدشان بيرون آيي برايشان بهتر بود، و خدا آمرزنده و مهربان است. (حجرات 4 و 5)
از آيات سورهي نور بر ميآيد كه مسلمانان خانهي ديگران را مانند خانهي خود ميدانستهاند و بدون اجازه به حريم خصوصي يكديگر وارد ميشدهاند:
«در فرهنگ اعراب، درِ خانهها هميشه باز بوده است و اجازه گرفتن بين اعراب متداول نبوده است و آنان سرزده و بدون اطلاع قبلي وارد خانههاي يكديگر ميشدهاند.»[1]
از آيهي 53 سورهي احزاب پيداست كه مسلمانان اين ادب اجتماعي را در ورود به خانهي پيامبر نيز رعايت نميكردهاند. چنين فرهنگي امروزه غريب و غير قابل تحمل است. در خانه زن ممكن است كاملاً برهنه باشد يا زن و شوهر در وضعيتي باشند كه نتوانند كسي را بپذيرند، از اين رو قرآن ميگويد «اگر گفته شد برگرديد، برگرديد كه براي شما پاكتر است». توضيح بيشتر را از كتاب مسألهي حجاب بيان ميكنيم:
دستور حجاب كه در اين آيه است غير از دستور پوشش است كه مورد بحث ماست. دستوري كه در اين آيه ذكر شده است راجع به سنن خانوادگي و رفتاري است كه انسان بايد در خانهي ديگران داشته باشد. طبق اين دستور مرد نبايد وارد جايگاه زنان شود، بلكه اگر چيزي ميخواهد و مورد احتياج اوست بايد از پشت ديوار صدا بزند. اين مسأله ربطي به بحث پوشش كه در اصطلاح فقه نيز تحت عنوان ستر، نه حجاب، ناميده ميشود ندارد.[2]
البته امروزه اصطلاح حجاب در ميان فقها نيز مانند ساير مردم رايج است و در رسالههاي احكام فقهي نيز از واژهي حجاب براي اشاره به پوشش شرعي زنان استفاده ميشود.
حجاب در قرآن به معني پرده است، اما اين پرده جامهاي براي زن نيست، بلكه حريم او را در خانه مشخص ميكند. در عصر پيامبر رسم نبود كه اين حريم رعايت شود. حجاب در آيهي 53 سورهي احزاب را ميتوان به درِ خانه يا درِ اتاق يا به تعبير مرتضي مطهري به ديوار نيز تعبير كرد بدون اينكه در معني آيه تغييري حاصل شود، يعني ميتوانيم به مردان بگوييم از پشت در درخواست خود را بيان كنند. اما حجاب سنتي را نميتوان با درِ خانه يا ديوار جايگزين كرد. اگرچه از آيهي حجاب مستقيماً در تعيين حدود پوشش زنان استفاده نميشود، اما بدون توجه به رسوم عصر پيامبر ميتوان از اين آيه براي تجويز پردهنشيني زنان استفاده كرد. با اين حال مقايسهي حجاب سنتي با كاربرد قرآني كلمهي حجاب وارونگي اين دو را نسبت به يكديگر نشان ميدهد:
1. آيهي حجاب مربوط به داخل خانه است، حال آنكه در اصطلاح سنتي حجاب عمدتاً مربوط به خارج از خانه است. زن در خانه آمادگي مواجههي غيرمنتظره با بيگانگان را ندارد، در صورتي كه زن در هنگام خروج از خانه براي مواجهه با ديگران آماده شده است.
2. قرآن مؤمنان را به رعايت حجاب دعوت ميكند، نه زنان پيامبر را، يعني روي سخن آيه در رعايت حجاب مردان هستند. با اين حال حفظ حجاب در اصطلاح سنتي وظيفهي زنان است.
براي درك درست آيهي 53 سورهي احزاب ابتدا بايد فرهنگي را تجسم كنيم كه در آن مرد غريبه سرزده وارد حريم خصوصي زن در خانه ميشود. در آن صورت حكم قرآن كاملاً معقول است.
امروزه استفاده از كلمهي حجاب براي پوشش زن كاملاً معمول است و صفت محجبه نيز از آن مشتق شده است. در فارسي اصطلاحات بيحجاب، باحجاب، و بدحجاب نيز رايج است. مانند كلمهي عورت، مقايسهي كاربرد كلمهي حجاب در قرآن و سنت نيز نشان ميدهد كه امكان دارد كلمات قرآني در سنت در معني متفاوتي به كار گرفته شود.
در قرآن حکم ديگري نيز دربارهي زنان پيامبر وجود دارد که ميتوان از آن دو برداشت كاملاً متفاوت داشت. اين حكم در سورهي احزاب آمده است: و قرن في بيوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الأولي. (احزاب 33)
فعل قرن در اين فرمان ممکن است از مادهي «قرار» باشد و مطابق با اين معني زنان پيامبر به ماندن در خانه حكم شدهاند. با اين تفسير که توضيح معقولي هم ندارد، هر بار که زنان پيامبر از خانه خارج ميشدهاند حکم قرآن را نقض ميکردهاند. اما قرن ميتواند از مادهي وقار باشد، يعني زنان در خانه سنگين باشند. اگر فرهنگ خاص مردان عرب در ورود بياجازه به خانههاي پيامبر و تمايل آنها به نشستن و صحبت کردن (با زنان پيامبر؟) را در نظر بگيريم، اين معني از قرن دور از ذهن نيست. با در نظر گرفتن اين معني، نگاه آيه بر خلاف تفاسير رايج معطوف به درون خانه است. زن در خانه ميتواند بسيار آزادتر از بيرون خانه لباس بپوشد، و قرآن ميگويد در خانه با چنين وضعي جلو مردان بيگانه ظاهر نشويد.
بيترديد آداب و رسوم خاص اعراب در نزول بعضي از آيات قرآن نقش داشته است. به عنوان مثال قرآن از مردم ميخواهد که از پشت به خانهها داخل نشوند، بلکه از در به خانهها وارد شوند:
از تو دربارهي هلالها ميپرسند. بگو آنها تعيين اوقات مردم و حج است. و نيکو نيست که از پشت به خانهها وارد شويد، بلکه نيکو کسي است که پرهيز ميکند. و به خانهها از درهاشان وارد شويد، و از خدا پروا کنيد تا رستگار شويد. (بقره 189)
ورود به خانهها از پشت به قدري غريب است که بعضي گفتهاند شايد اين عبارت مفهوم كنايي داشته باشد. اما بسياري از مفسرين نيز معتقدند که اعراب در موسم حج از پشت به خانهها وارد ميشدهاند. ما با ذهنيتي که از خانههاي امروزي داريم به سختي ميتوانيم تصور کنيم که چگونه ميتوان از پشت به خانه وارد شد. اما بايد در نظر داشته باشيم که خانههاي زمان پيامبر سادهتر از خانههاي امروزي بوده است. قرآن چادر را نيز خانه مينامد:
و خدا خانههايتان را محل سکونتتان کرد، و خانههايي از پوست چارپايان برايتان قرار داد که وقت حرکت و وقت اقامت سبک باشد. و از پشم و کرک و موي آنها اثاث و متاعي تا مدتي. (نحل 80)
چادرهاي عشايري که امروزه نيز وجود دارند، تصوير نزديکتري از سادگي زندگيِ مردم حجاز در عصر نزول قرآن ارائه ميکند. حتي کساني که چادرنشين نبودند، در سفر يا در حج ناچار به استفاده از چادر بودند. چادر به قفلِ در و دوربين چشمي و آيفون تصويري مجهز نيست و براي ورود بياجازهي غريبه مانعي ايجاد نميکند. از محلي غير از در نيز ميتوان به آن وارد شد. علاوه بر چادر، ميتوان احتمال داد که مردم فقيرتر در خانههاي کپري نيز زندگي ميکردند.

بسياري از ما امروزه زندگي در چادرهاي مسافرتي را تجربه کردهايم. چادر مانند هر خانهي ديگري حريم خصوصي خانواده يا افراد حاضر در آن است. هيچکس اعم از مرد يا زن انتظار ندارد غريبهاي بدون اجازه وارد چادر شود و اين حريم خصوصي را نقض کند. اگر غريبهاي چيزي لازم داشته باشد، بايد آن را از پشت درِ چادر درخواست کند، نه اينكه پردهي ورودي چادر را بياجازه بالا بزند و به داخل نگاه كند.
نمونهي ديگري از عادات خاص اعراب که در قرآن منعکس شده است، بيرون آوردن لباسها در هنگام ظهر است:
اي كساني كه ايمان آورديد، بايد مملوكان شما و كساني كه به بلوغ نرسيدهاند سه بار از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز صبح، و هنگام ظهر كه لباستان را در ميآوريد، و بعد از نماز عشا كه سه عورت براي شماست. بعد از اين بر شما و آنها گناهي نيست كه گرد يكديگر بگرديد. خدا اين گونه آيات را براي شما تبيين ميكند. و خدا عليم و حكيم است. (نور 58)
اينکه قرآن قبل از نماز صبح را عورت ميداند و بعد از آن را عورت نميداند، ميتواند نشانهي آن باشد که اصحاب پيامبر پس از نماز صبح به بستر برنميگشتهاند و فعاليت روزانهي خود را آغاز ميکردهاند، و اينکه قرآن از برهنگي در هنگام ظهر سخن ميگويد ميتواند نشانهي آن باشد که مسلمانان هنگام ظهر براي استراحت به خانه بر ميگشتهاند. براي کساني که امروزه چند ساعت پس از طلوع فجر بر سر کار ميروند و تا بعد از ظهر مشغول کار هستند، ممکن است وضع برعکس باشد، يعني بعد از نماز صبح نيز وقت عورت باشد و هنگام ظهر وقت عورت نباشد. اين آيه نشان ميدهد که ما پيش از پيروي از شکل حکم، بايد فلسفهي حکم را درک کنيم.