تعيين موضع زينت زنان بر اساس منطق آيات

 

در بررسي آيه‌ي «قواعد» گفتيم كه اگر اين گروه از زنان مي‌توانند بدون آشكار كردن زينت پنهان، بخشي از لباسهاي خود از جمله روسري را بردارند، منطقاً نمي‌توانيم مواضعي مانند سر را از مصاديق زينت پنهان زنان بدانيم. علاوه بر اين نکته، در بررسي آيه‌ي 31 سوره‌ي نور به ناسازگاري ديگري بين مفهوم قرآني زينت زن و تعريف فقهي آن برخورد مي‌كنيم. اين تناقض ما را ناچار مي‌كند بخشي ديگر از بدن زن را نيز از شمول اصطلاح قرآني زينت خارج كنيم. به اين ترتيب مي‌توانيم گام به گام به مفهوم اصطلاح قرآني زينت زنان نزديك شويم و آن را با دقت بيشتري حدس بزنيم.

آيه‌ي 31 سوره‌ي نور به همان ميزان كه بر لزوم پوشيدگي زينت زنان در برابر نامحرم دلالت دارد، بر اجازه‌ي برهنگي زينت در برابر محارم نيز دلالت دارد. بنا به اين آيه، زينت پنهان زن مي‌تواند در برابر مردان و پسران زير آشكار شود:

 

·        شوهر

·        پدر

·        پدرشوهر

·        پسر

·        پسر شوهر

·        برادر

·        پسر برادر

·        پسر خواهر

·        غلامان

·        مردان تابع

·        پسربچه‌ها (كودكان)

 

در ميان محارم زن، حساب شوهر از بقيه‌ي مردان و پسران جداست. زن مي‌تواند در برابر شوهر به صورت كامل برهنه شود، اما در برابر ساير محارم نمي‌تواند. مرتضي مطهري درباره‌ي پوشش لازم در برابر محارم مي‌گويد:

 

«اما اينكه زن نسبت به محارم خود تا چه اندازه حق دارد پوشش نداشته باشد، روايات و فتاوي  مختلف است. آنچه از يك عده روايات استنباط مي‌شود و بر طبق آن نيز بعضي از فقها فتوا داده‌اند اين است كه از ناف تا زانو از محارم غير شوهر بايد پوشيده شود.»[1]

 

فقه سنتي ناچار است كه بين شوهر و ساير محارم تفكيك قائل شود، حال آنكه در آيه‌ي 31 سوره‌ي نور چنين تفكيكي ديده نمي‌شود. اين موضوع نيز نشان مي‌دهد كه تعريف فقهي زينت زنان نادرست است و بخشي از بدن زن كه برهنگی آن تنها در برابر شوهر مجاز است نمي‌تواند جزو زينت مورد نظر قرآن در آيه‌ي 31 باشد. به اين ترتيب براي نزديک شدن به مفهوم قرآني زينت زنان، ما مي‌توانيم محدوده‌هايي از بدن زن را كه نمي‌تواند مصداق زينت پنهان باشد کنار بگذاريم:

 

1.       محدوده‌اي كه شامل عورت زن است. در فقه سنتي اين ناحيه از ناف تا زانو تعيين مي‌شود. زن نمي‌تواند اين ناحيه را بر محارم غيرشوهر آشكار كند، حال آنكه بنا به قرآن زن مي‌تواند زينت پنهان خود را بر همه‌ي محارم از جمله شوهر آشكار كند. 

 

2.       محدوده‌اي كه «قواعد» مجاز به برهنگي آن هستند. بنا به روايتي كه در كتاب مسأله‌ي حجاب به آن اشاره شده است، قواعد مي‌توانند مو و ذراع خود را آشكار كنند.[2] از آنجايي كه قواعد نيز با وجود آشکار کردن مو و ذراع مجاز به تبرج زينت نيستند، زينت پنهان زنان را نمي‌توان به مواضعي چون مو و ذراع اطلاق كرد.

 

3.       وجه و كفين و قدمين كه بنا به فقه سنتي زينت آشكار زن هستند، نه پنهان. 

 

اين نواحي سه گانه را در شكل نشان داده ايم. موضع زينت پنهان زن را بايد در نواحي باقيمانده جستجو كرد. اين نواحي را سايه‌دار كرده‌ايم. دو ناحيه‌ي باقيمانده يكي ساق پاي زن و ديگري نيمتنه از گردن تا ناف را شامل مي‌شود که بايد در خصوص اين دو اجتهاد کنيم. موضع ساق در پا  مانند موضع ذراع در دست است و به همان دليل كه زن ملزم است ذراع خود را پنهان كند يا مجاز است كه آن را آشكار كند، مي‌توان حكم مشابهي را براي ساق در نظر گرفت.[3] اما در نيمتنه‌ي زن موضع شرمگاهي سينه قرار دارد که حساب آن را از اندامهاي غيرشرمگاهي جدا مي‌کند.

 

 

به دلايل زير مي‌توان نشان داد که به احتمال زياد، منظور از زينت زنان در قرآن نمي‌تواند اندامي جز سينه‌ي آنان باشد:

 

1. در کتاب مسأله‌ي حجاب موضوع مهم شيردهي مادر به فرزند که مستلزم بيرون آوردن اندام شرمگاهي سينه از زير لباس است مغفول مانده است. پيش از آنکه به حضور زن در جامعه و حرج بودن پوشش وجه و کفين براي فعاليتهاي بيرون از خانه بينديشيم، در تفسير قرآن بايد به وظايف طبيعي زن و حرج بودن پوشش براي انجام اين وظايف بينديشيم.[4]

فقه سنتي مي‌گويد زن مي‌تواند در برابر محارم بيش از نيمي از بدن خود را برهنه کند، اما اينکه چه دليلي براي اين کار وجود دارد معلوم نيست. با اين حال دليلي عقلي وجود دارد که زن اجازه ‌داشته باشد که حساسترين نقطه‌ي بدن خود در اين محدوده را براي انجام وظيفه‌ي مادري از زير لباس بيرون آورد و در اين زمينه مشکلي نداشته باشد. يعني اگر خدمتکاران خانه و محارم او را در آن حال ديدند، گناهي بر او و بينندگان او نباشد و مادر بتواند اين وظيفه‌ي طبيعي را با آسودگي و بدون احساس شرم انجام دهد.

 

2. در ميان اندامهاي زن، سينه‌ي زن (يا به عبارت دقيقتر، پستان[5]) تنها اندامي است که مي‌توان آن را بر مفهوم لغوي زينت منطبق دانست. زينت در اصل چيزي است که براي افزودن زيبايي به چيزي ديگر اضافه مي‌شود. به عنوان مثال قرآن ستارگان را زينت آسمان مي‌نامد (صافات 6). پستان تنها اندامي است که پس از بلوغ به بدن زن اضافه مي‌شود و بر زيبايي پيش از بلوغ و جاذبه‌ي جنسي زن مي‌افزايد.  

در تحليلهاي مبتني بر فقه سنتي بايد از زيورآلات مصنوعي آغاز کنيم و پس از آن توضيح دهيم که منظور از زيورآلات، مواضع زيورآلات است. وقتي که زينت زن بخشي از بدن او باشد، نيازي به پيمودن اين مراحل نيست.

 

 

معني اصطلاحي زينت زنان در قرآن مي‌تواند مانند معني اصطلاحي محاسن مردان در زبان فارسي باشد. محاسن به معني زيباييها و خوبيهاست و در حالت خاص به زيباييهاي بدن اطلاق مي‌شود (لغتنامه‌ي فارسي دهخدا و فرهنگ عربي منجدالطلاب). در لغتنامه‌ي دهخدا اضافه شده است كه «گويا از معني جاهاي خوب و نيكو از بدن، معني ريش يعني لحيه مستنبط باشد». در متن مشخص مي‌شود كه كدام معني از محاسن مورد نظر است. مثالهاي زير از لغتنامه‌ي دهخدا نقل مي‌شود:

 

1. محاسن اين كتاب را نهايت نيست. (كليله و دمنه)

2. قدي عظيم داشت و محاسني دراز، چنانكه وقت تير انداختن گره زدي. (راحه الصدور راوندي)

 

روشن است كه در جمله‌ي دوم محاسن به معني عموم زيباييها و خوبيها نيست. كسي كه با معني اصطلاحي محاسن در ادبيات فارسي آشنا نباشد، از فهم اين جمله ناتوان خواهد بود و تفاسير نادرستي از آن ارائه خواهد کرد.  امروزه در زبان فارسي محاسن در هر دو معني عمومي و اختصاصي استفاده مي‌شود. معني زينت نيز به متن بستگي دارد:

 

1. مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند. (كهف 46)

2. زنان مؤمن زينتشان را آشكار نكنند. (نور 31)

3. قواعد مي‌توانند لباسشان را بدون تبرج زينت در آورند. (نور 60)

4. زنان مي‌توانند زينت خود را بر شوهر و ساير محارم آشکار کنند. (نور 31)

 

در جمله‌ي اول زينت مفهومي عمومي دارد. بر اساس جمله‌ي دوم زينت زن ممكن است به زيورآلات زن تعبير شود، اما جمله‌ي سوم مفهوم زينت زن را به بخشهاي پنهاني اندام زن متمايل مي‌كند. جمله‌ي چهارم نشان مي‌دهد که زينت زن نمي‌تواند در محدوده‌ي باشد كه تنها به شوهر تعلق دارد.

در آيه‌ي 31 سوره‌ي نور هر سه ترکيب فروج زنان، جيوب زنان، و عورات زنان به مواضع شرمگاهي اشاره مي‌كند، و از اين رو نگاه آيه را مي‌توان به اندامهاي شرمگاهي معطوف دانست. بنا به اين آيه زن مي‌تواند زينت خود را بر كودكي كه بر عورات زنان اظهار ندارد آشكار كند. تقارن زينت و عورات به خصوص در اين عبارت، مفهوم زينت را به اندامهاي شرمگاهي زنان نزديك مي‌كند. در قرآن اصطلاحات سوآت، فروج، و عورات به صورت کنايي به شرمگاهها اشاره مي‌کنند. به همين ترتيب دو اصطلاح جيوب زنان و زينت زنان مي‌تواند اشاره‌ي کنايي به سينه‌ي آنان باشد.

اگرچه انسانها برهنه آفريده مي‌شوند، اما بنا به اخلاق عرفي، تمام مردم جهان در زندگي اجتماعي حداقلي از پوشش را رعايت مي‌كنند. در فقه به احكام پوشش زنان در قرآن به ديده‌ي حداكثري نگاه مي‌شود، تا جايي كه برخي حكم به پوشش كامل اندام و حتي صورت زن مي‌دهند. با رويکردي متفاوت مي‌توان به احكام پوشش زن در قرآن مانند احكام پوشش مرد به ديده‌ي حداقلي نگاه كرد، حداقلي كه احتمالاً در فرهنگ اعراب رعايت نمي‌شده است. البته تعيين حداقل پوشش به اين معني نيست كه چنين پوششي هميشه كافي است. همان گونه كه حداقل پوشش مرد از نظر عقل و شرع ستر عورت است، اما ظاهر شدن با چنين پوششي در جامعه مگر در مواردي خاص نامتعارف و زننده است.


 

[1] مسأله‌ي حجاب، ص 139

[2] مسأله‌ي حجاب، ص 175. منظور از ذراع، دست تا آرنج است.

[3] اجازه‌ي برهنگي سر و ذراع، توسعه‌ي حکم وجه و كفين براي زنان قاعده است. بنا به همين منطق مي‌توان برهنگي ساق را  توسعه‌ي حکم قدمين براي اين گروه از زنان دانست.

[4] فقه سنتي وجه و کفين زن را از پوشش استثنا مي‌کند و دليل آن را حرج بودن عنوان مي‌کند. در اينکه اين استدلال فقهي منطقي است مي‌توان ترديد کرد. زن مي‌تواند دستکش بپوشد و به راحتي رانندگي کند، چنانکه بعضي از زنان حتي براي زيبايي چنين مي‌کنند. از طرف ديگر حجاب سنتي در بسياري از فعاليتهاي مدرن اجتماعي زنان مانند حضور در ميادين ورزشي براي آنان حرج است. آيا حرج بودن حجاب سنتي در ورزش مجوزي فقهي براي کم کردن لباس است؟

[5] استفاده از اين لغت در زبان فارسي امروز کمي غيرمودبانه است. اما از آنجا که سينه در مرد و زن مشترک است اما پستان اختصاصي زن است، از اين کلمه براي تمايز استفاده مي‌کنيم.