تفسير تورات به روش تلمود

 

يکي از احکام مهم تورات، فرمان شش روز کار و يک روز استراحت در هفته است. روز استراحت، روز سبت ناميده مي‌شود. پرهيز از کار کردن در روز سبت و استراحت در اين روز يکي از ده فرمان اصلي خدا به موسی است. تورات در اين فرمان بسيار جدي است.

تقسيم روزها به دوره‌هاي هفتگي و تعطيل يک روز از هفت روز امروزه در میان عموم مردم جهان رایج است و از اين رو مي‌توان گفت همه‌ي مردم اعم از پيروان موسی و ديگران اين حکم را به شکل کلي رعايت مي‌کنند. اما از نگاه متخصصان تورات، «کار کردن» در روز سبت تنها به معني فعاليت اقتصادي و کسب معاش نيست. براي دانشمندان يهودي پرسشهايي از اين دست مطرح است: آيا زدن يک ضربه با چکش بر ميخ در روز سبت جايز است يا نه؟  نوشتن يک يا دو حرف الفبا در روز سبت چه حکمي دارد؟ آیا هنگام بيرون آمدن از خانه در روز سبت مي‌توان چیزی را با خود حمل كرد؟... احکام بسیاری از این دست در کتابی به نام تلمود بیان شده است.

تلمود مجموعه‌اي مفصل و موشکافانه از احكام فقهي و اخلاقي و آداب و رسوم قوم يهود است. نسبت تلمود به تورات در شريعت يهود تا حدودي مانند نسبت سنت به قرآن در «مذاهب اسلامي» است.[1]

 

مباحث تلمود به شش بخش تقسيم شده است:

كتاب زراعيم (شامل يازده رساله) دعاها و احكام كشاورزي را در بر مي‌گيرد.

كتاب موعد (شامل دوازده رساله) به احكام سبت و اعياد مي‌پردازد.

كتاب ناشيم (شامل هفت رساله) به امور زنان و ازدواج و طلاق اختصاص دارد.

كتاب نزيكين (شامل ده رساله) احكام كيفري و قوانين مدني را شامل مي‌شود.

كتاب قداشيم (شامل يازده رساله) به احكام معبد، قرباني، ذبح شرعي و حيوانات حرام‌گوشت و حلال‌گوشت مي‌پردازد.

كتاب طهاروت (شامل دوازده رساله) به احكام طهارت و نجاست اختصاص دارد.

 

دومين رساله از كتاب موعد، رساله‌ي سبت است كه خود از بيست و چهار فصل تشكيل شده است. در اين رساله 39 مصداق اصلي براي كار تعيين شده است:

 

       1.       شخم زدن

       2.       بذر افشاندن

       3.       درو كردن

       4.       دسته كردن

       5.       خرمن كوبيدن

       6.       باد دادن

       7.       جدا كردن

       8.       بيختن

       9.       آسياب كردن

     10.       خمير كردن

     11.       پختن

     12.       پشم چيدن

     13.       پشم شستن

     14.       پشم زدن

     15.       رنگرزي كردن

     16.       ريسيدن

     17.       بافتن

     18.       زدن دو حلقه

     19.       تاباندن دو نخ

     20.       جدا كردن دو نخ

     21.       گره زدن

     22.       گره باز كردن

     23.       دوختن دو بخيه

     24.       پاره كردن دو بخيه

     25.       شكار كردن

     26.       ذبح كردن

     27.       پوست كندن

     28.       نمك سود كردن

     29.       دباغي كردن پوست

     30.       پاك كردن پوست

     31.       بريدن پوست

     32.       نوشتن دو حرف

     33.       پاك كردن دو حرف

     34.       ساختن

     35.       خراب كردن

     36.       آتش روشن كردن

     37.       آتش خاموش كردن

     38.       چكش زدن

     39.       جابجا كردن

 

هر يك از اين مصاديق خود شامل مباحث مفصلي است.

يكي از مصاديق مهم كار در تلمود جابجا كردن اشياست. جابجا كردن به معني انتقال اشيا از مكاني خصوصي مانند خانه به مكاني عمومي مانند كوچه و برعكس است. علاوه بر آن حمل اشيا در مكاني عمومي به فاصله‌ي بيش از چهار ذرع ممنوع است. رساله‌ي سبت با اين حكم آغاز مي‌شود:*

 

-انتقال اشيا بين دو مكان (عمومي و خصوصي) دو حالت دارد. اين دو حالت نيز خود به چهار حالت در داخل هر مكان و چهار حالت در خارج آن افزايش مي‌يابد. چگونه؟ (فرض كنيد) درويشي بر در خانه‌اي ايستاده است. اگر درويش دست خود را به درون خانه دراز كند و چيزي را در دست صاحبخانه بگذارد، يا چيزي را از دست صاحبخانه بردارد و دست خود را از خانه بيرون بكشد، درويش مقصر و صاحبخانه مبراست. اگر صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز كند و چيزي را در دست درويش بگذارد، يا چيزي را از دست درويش بردارد و دست خود را به درون خانه بكشد، صاحبخانه مقصر و درويش مبراست. اگر درويش دست خود را به درون خانه دراز كند و صاحبخانه چيزي را از دست او بردارد، يا صاحبخانه چيزي را در دست درويش بگذارد و درويش دست خود را از خانه بيرون بكشد، هردو مبرا هستند. اگر صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز كند و درويش چيزي را از دست او بردارد، يا درويش چيزي را در دست صاحبخانه بگذارد و صاحبخانه دست خود را به درون خانه بكشد هردو مبرا هستند.

 

شايد در نگاه اول خواننده متوجه تفاوت بعضي از حالتهاي فوق نشود. با دقت بيشتر مي‌توان ديد كه در احكام فوق بين دو حالت زير تمايز گذاشته شده است:

صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز مي‌كند و درويش چيزي را از دست صاحبخانه برمي‌دارد.

صاحبخانه دست خود را به بيرون خانه دراز مي‌كند و چيزي را در دست درويش مي‌گذارد.

اينكه اين دو چه تفاوتي دارد خود موضوعي براي بحث در تلمود است.

براي آشنايي با فقه تلمودي، مثالهاي ديگري از احكام تلمود در اينجا ذكر مي‌شود.

 

-اگر كسي چيزي را به فاصله‌اي كمتر از چهار ذرع بيندازد، و آن چيز پس از افتادن بر زمين بغلتد و به فاصله‌اي بيشتر از چهار ذرع برود، شخص مبراست. اما اگر كسي چيزي را به فاصله‌اي بيشتر از چهار ذرع بيندازد، و آن چيز پس از افتادن بر زمين بغلتد و به فاصله‌اي كمتر از چهار ذرع برگردد، شخص مقصر است.

-اگر شخصي فراموش كند كه روز سبت است و چيزي را پرتاب كند و پيش از رسيدن آن چيز به مقصد به ياد آورد كه روز سبت است، مبراست.

-كسي كه چيزي را با دست راست يا دست چپ يا در بغل يا بر شانه‌اش حمل كند، مقصر است. اما كسي كه چيزي را به شكل نامتعارف حمل كند، مثلا با پشت دستش، با پايش، با دهانش، با گوشش، با مويش، با لبه‌ي پيراهنش يا با كفشش حمل كند مبراست.

-اگر كسي چيز سنگيني را به مكاني عمومي حمل كند مقصر است. اگر دو نفر چنين كنند مبرا هستند، به اين شرط كه هر يك به تنهايي نيز بتوانند آن را حمل كنند، اما اگر دو نفر چيزي را حمل كنند كه به تنهايي نتوانند، هر دو مقصرند.

-اگر شخصي چيزي چسبنده مانند خرماي تازه را از فاصله‌ي چهار ذرعي ديواري به سمت آن پرتاب كند و آن چيز در ارتفاع بيش از ده وجب از زمين به ديوار بچسبد شخص مقصر است، اما در ارتفاع كمتر از ده وجب مبراست.

 

احكام فوق در بخشي از تلمود به نام ميشنا آمده است. بخش ديگري از تلمود به نام گمارا به بررسي دقيقتر احكام فوق و نظرات مختلف فقيهان  تلمودي در باره‌ي احكام ميشنا مي‌پردازد و به اين ترتيب حجم عظيمي از احكام فقهي گرد مي‌آيد كه درك دقيق و كامل آن به عمري مطالعه نياز دارد و جز از طريق کار حرفه‌اي و تخصصي امکان‌پذير نيست.

به پایان رساندن مطالعه و تحلیل هر رساله از تلمود کار سنگینی است. طلاب تلمود، ختم هر رساله را جشن مي‌گيرند و دعاي زیر را متناسب با نام هر رساله‌ می‌خوانند:

 

 دعای ختم رساله‌ی سبت

 

اي رساله‌ي سبت، به تو رو مي‌كنيم، باشد كه تو نيز به ما رو كني. اي رساله‌ي سبت، تو را به ياد مي‌سپاريم، باشد كه تو نيز ما را به ياد بسپاري. در دنیا و آخرت، ما تو را فراموش نمی‌کنیم، تو نیز ما را فراموش مکن.

(سه بار تکرار می‌کنی، و سپس می‌گویی:)

خداوندا، چنان كن كه هم و غم ما در دنيا و آخرت پيروي از قانون تو باشد.

خداوندا، كلمات قانونت را در كام ما شيرين كن، باشد كه ما و فرزندانمان نام تو و قانون تو را بدانيم.

خداوندا، تو را شكر مي‌كنيم كه ما را جزو ساكنان مدرسه قرار دادي، نه ساكنان بازار. چرا كه ما زود برمي‌خيزيم و آنها زود برمي‌خيزند. ما به سوي كلمات قانون مي‌رويم و آنها به سوي كلمات بيهوده مي‌روند. ما مي‌كوشيم و آنها مي‌كوشند. ما مي‌كوشيم و اجر مي‌گيريم و آنها بي‌نتيجه مي‌كوشند. ما مي‌دويم و آنها مي‌دوند. ما به سوي زندگي جاويد مي‌دويم و آنها به سوي مرگ مي‌دوند.

خداوندا، همچنان كه ياريم كردي كه رساله‌ي سبت را ختم كنم، ياريم كن كه رساله‌هاي ديگر تلمود را نيز شروع و ختم كنم. و به من عمر بده تا تمام كلمات قانونت را ياد بگيرم و رعايت كنم و ياد دهم.

 

اكنون به بعضی از احكام تورات در موضوع سبت نگاه مي‌كنيم و آن را با تفسير تلمودي اين حكم مقايسه مي‌كنيم. در پاره‌اي از آيات عهد عتيق به صراحت مشخص است كه مقصود از منع كار در روز سبت، منع فعاليت اقتصادي است:

 

در آن روزها در يهودا عده‌اي را ديدم كه در چرخشت انگور لگد مي‌كردند و عده‌اي غله و شراب و انگور و انجير و كالاهاي ديگر بار خر مي‌كردند تا در روز سبت به اورشليم ببرند. من به آنها هشدار دادم كه در آن روز خوار و بار نفروشند.

بعضي از اهالي صور نيز آنجا ساكن بودند كه ماهي و كالاهاي ديگر را به اورشليم مي‌آوردند و در روز سبت به قوم يهود مي‌فروختند.

آنگاه سران يهودا را توبيخ كردم و گفتم: اين چه كار زشتي است كه مي‌كنيد و حرمت سبت را مي‌شكنيد؟ (نحميا، 15 تا 17)

اگر از من اطاعت نكنيد و حرمت سبت را نگه نداريد و در روز سبت همچنان از دروازه‌هاي اورشليم كالا وارد كنيد، آنگاه دروازه‌ها را آتش مي‌زنم، چنانكه به كاخهاي اورشليم را بسوزاند و نتوان آن را خاموش كرد. (ارميا 17، 27)

اي كساني كه منتظريد ايام تعطيل تمام شود تا غله بفروشيد، سبت تمام شود تا گندم بفروشيد، ترازوها را دستكاري كنيد و با سنگ سبك پول بيشتري بگيريد! (عاموس 8، 5)

 

علاوه بر اين بايد در نظر داشت كه در عصر موسي در مقابل رعايت حكم سبت كه شامل سبت هفتگي و سبت سالانه است، شرايط خاصي برقرار بوده است كه امروزه اين شرايط برقرار نيست. ممكن است حكمي در تورات وجود داشته باشد كه در شرايط عادي نامعقول باشد، اما در شرايطی خاص معقول باشد:

 

خداوند در كوه سينا به موسي گفت:

به بني‌اسرائيل بگو: وقتي به سرزميني كه به شما مي‌دهم رسيديد، بايد سبت را براي زمين رعايت كنيد.

شش سال زمين را بكاريد، تاكستانها را هرس كنيد و محصولات را جمع كنيد،

ولي در سال هفتم زمين وقف خداوند شود و استراحت كند. نه بذر بكاريد نه تاكها را هرس كنيد.

گياهان خودرو را براي خودتان درو نكنيد و انگورها را براي خودتان نچينيد، چون آن سال سال استراحت زمين است.

محصول سال هفتم براي همه است: خودت، غلامت، كنيزت، كارگرت، غريبي كه نزدت ساكن است،

چارپايانت، و جانوراني كه در زمينت هستند، از محصول زمين بخورند. (لاويان، 25: 1 تا 7)

شايد بپرسيد: در سال هفتم كه كاشت و برداشت نداريم، چه بخوريم؟

من در سال ششم به محصول شما بركت مي‌دهم تا براي سه سال ذخيره داشته باشيد.

سال هشتم زمين را مي‌كاريد، در حالي كه هنوز محصول باقيمانده از قبل را تا سال نهم در انبار داريد. (لاويان، 25: 20 تا 22)

خداوند به موسي گفت: از آسمان برايتان نان مي‌فرستم، و مردم بايد هر روز بيرون بروند و مقدار معيني جمع كنند تا ببينم از احكامم پيروي مي‌كنند يا نه.

در روز ششم بايد دوبرابر مقدار هر روز را جمع كنند. (خروج 16: 4 و 5)

بني‌اسرائيل به جمع‌آوري نان پرداختند. بعضي زياد و بعضي كم.

وقتي آن را اندازه گرفتند، آنكه زياد جمع كرده بود چيزي بيشتر نداشت و آنكه كمتر جمع كرده بود چيزي كم نداشت. هر كس به اندازه‌ي نيازش جمع كرده بود.

موسي گفت: چيزي از آن را تا صبح نگه نداريد.

بعضي از آنها به سخن موسي توجهي نكردند و قدري از آن را براي صبح نگه داشتند. اما صبح نانها كرمو و گنديده شده بود. موسي از آنها خشمگين شد. (خروج 16: 17 تا 20)

بعضي از مردم روز هفتم براي جمع‌آوري بيرون رفتند، اما چيزي پيدا نكردند.

خداوند به موسي گفت: تا كي مي‌خواهيد از احكام من سرپيچي كنيد؟

او در روز ششم نان دو روز را به شما مي‌دهد تا كسي در روز هفتم از جاي خود بيرون نرود. (خروج 16: 27 تا 29)

 

تورات مي‌گويد در سال هفتم زمين را نكاريد، اما در عين حال مي‌گويد كه در سال ششم محصول را به اندازه‌ي نياز سه سال بركت مي‌دهم. به همين ترتيب تورات مي‌گويد روز هفتم براي جمع‌آوري نان نرويد، اما در عين حال مي‌گويد كه روز ششم به اندازه‌ي دو روز از آسمان نان مي‌فرستم. اين شرايط همواره برقرار نيست، اما در عصر موسی برقرار بوده است. با تغيير شرايط اعتبار منطقي يك حكم مي‌تواند از بين برود.

 

فقه تلمودي دست كم به دو دليل قابل نقد است:

1.   تفسير نامعقول احكام تورات: كليت حكم سبت امروزه هم قابل دفاع است. يك روز از هفت روز را انسان به استراحت بپردازد و به شكل خاص به امور غیرمادی اختصاص دهد. حکم سبت در تورات حکمي انسان‌دوستانه و حتي حيوان‌دوستانه است. بنا بر اين حکم مالک موظف است به غلام خود در اين روز استراحت بدهد. مالک حتي اجازه ندارد چارپايان خود را در اين روز به کار بگمارد. تخصيص يک روز به استراحت باعث مي‌شود که  قوم حريص بني‌اسرائيل-که حتي با وجود دريافت نان کافي از آسمان باز هم در روز سبت به دنبال نان مي‌رود و خشم خدا را برمي‌انگيزد- مجبور شود تمام کوشش خود را صرف مال‌اندوزي و پرداختن به ماديات نکند. اينها تفاسير معقولي است که مي‌توان از حکم سبت و تاکيدات تورات بر حفظ حرمت آن داشت. اما كار در روز سبت را مي‌توان با استنباطات در ظاهر تخصصي به اموري همچون نوشتن دو حرف و انداختن شيئي به فاصله‌ي چهار ذرع تفسير كرد.

2.   عدم لحاظ كردن شرايط خاصي كه احكام تورات نازل شده است: توقف كشاورزي به مدت يك سال در يك دوره‌ي هفت‌ساله همواره معقول نيست، اما اگر در سال ششم با اراده‌ي خدا محصول به اندازه‌ي سه سال برداشت شود، دليلي وجود ندارد كه فرمان خدا  در نکاشتن زمين در سال هفتم نقض شود.

فقه تلمودي اگرچه حاصل قرنها تلاش به ظاهر علمي فقيهان يهودي است، اما بسياري از احكام آن با عقل سازگار نيست.

بنا به تلمود، مقصر غيرعمدي بايد كفاره بدهد، اما مقصري كه به عمد حرمت سبت را بشكند بايد كشته شود. عيسي از کساني بود که اگرچه حکم سبت را قبول داشت، اما تفسير او از اين حکم مانند تفسير دانشمندان يهودي نبود. عيسي حرمت روز سبت را آن گونه که کاهنان يهودي تفسير مي‌کردند نگه نمي‌داشت و خشم آنان را برمي‌انگيخت. انجيل صحنه‌ي مناظره‌ي عيسي و علماي يهودي بر سر چگونگي رعايت حکم سبت است. يکي از دلايل صدور فتواي قتل عيسي از سوي علماي يهودي، مناقشه بر سر حفظ حرمت سبت بود.

 


 

[1] بديهي است که در اين مقايسه، منظور از سنت، سنت مسلمانان است نه سنت پيامبر، و نويسنده اين دو را يکسان نمي‌داند.

* The Babylonian Talmud,  Tract Sabbath, English Translation by Michael L. Rodkinson, [1903]