نامهای نیکوی خدا

 

دعاهاي قرآن مانند كتاب مقدس همگي خطاب به خداست:

 

تو را بندگي مي‌كنيم و از تو ياري مي‌خواهيم.

ما را به راه راست هدايت كن. (فاتحه 5 و 6)

خداوندا به ما در دنيا نيكي بده،

و در آخرت نيكي بده،

و ما را از عذاب آتش حفظ كن. (بقره 201)

خداوندا اگر فراموش كرديم يا خطا كرديم بر ما مگير.

خداوندا بار گراني بر عهده‌ي ما مگذار، چنانكه بر عهده‌ي قبل از ما گذاشتي.

خداوندا چيزي را كه توانش را نداريم بر دوش ما مگذار.

ما را ببخش و بيامرز و رحمت كن.

تو مولاي مايي.

ما را بر كافران ياري كن. (بقره 286)

خداوندا بعد از آنكه هدايتمان كردي دلهايمان را ملغزان،

و از نزد خود به ما رحمتي ارزاني دار كه تو بخشنده‌اي. (آل عمران 8)

خداوندا ما ايمان آورديم.

گناهان ما را بيامرز و ما را از عذاب اتش حفظ كن. (آل عمران 16)

خداوندا ما شنيديم كه مناديي به ايمان به خدا فرا مي‌خواند، ايمان آورديم.

خداوندا گناهان ما را بيامرز،

و بديهاي ما را بزداي،

و ما را با نيكان بميران.

خداوندا آنچه را به وسيله‌ي پيامبرانت وعده دادي به ما بده،

و روز قيامت ما را خوار مكن.

تو وعده‌ات را نقض نمي‌كني. (آل عمران 193 و 194)

 

در دعاهای سنتی، در کنار خدا بندگان خدا نیز حضور دارند:

 

خدايا، بلا بزرگ شد،

درون ريش شد،

پرده برداشته شد،

اميد بريده شد،

زمين تنگ شد و آسمان دريغ كرد.

از تو ياري مي‌خواهيم و به تو شكايت مي‌كنيم.

تو در سختي و آساني مورد اعتمادي.

خدايا بر محمد و آل محمد صلوات فرست.

صاحبان امري كه طاعتشان را بر ما واجب كردي

و بدين سان مقام آنها را به ما شناساندي.

پس به حق آنها در كار ما به‌زودي گشايشي كن.

چون چشم به هم زدن يا سريعتر.

اي محمد و اي علي،

اي علي و اي محمد.

مرا كفايت كنيد كه شما دو تن برايم كافي هستيد

و مرا ياري كنيد كه شما دو تن ياريگر من هستيد.

اي مولاي ما اي صاحب الزمان.

به فرياد برس، به فرياد برس، به فرياد برس.

مرا درياب، مرا درياب، مرا درياب.

اكنون، اكنون، اكنون.

سريع، سريع، سريع.

اي مهربانترين مهربانان.

به حق محمد و آل طاهرش. (مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي)

 

دعای فوق مخاطبان چندگانه دارد: خدا، محمد، علی، و «صاحب الزمان». حتی اگر بحث توحید و شرک هم در میان نباشد، منطق این دعا مشوش است. در ابتدا از خدا یاری می‌خواهیم، سپس رو به محمد و علی می‌کنیم و آن دو را برای یاری کافی می‌دانیم، و در آخر از «صاحب الزمان» می‌خواهیم که به فریاد ما برسد.

ما دعا به درگاه غیر خدا را عبادت غیر خدا نمی‌دانیم. این در حالی است که در قرآن دو اصطلاح «عبادت غیرخدا» و «دعا به درگاه غیرخدا» مفهوم مشابهی دارند و به صورت مترادف به کار رفته‌اند:

 

-الذين تعبدون من دون الله: كساني كه به جای خدا آنها را بندگی مي‌كنيد.

-الذين تدعون من دون الله: كساني كه به جای خدا آنها را مي‌خوانيد.

 

قرآن با عباراتی مشابه از مشركان مي‌خواهد كه در دعا و عبادت، دين را براي خدا خالص كنند:

 

-ليعبدوا الله مخلصين له الدين: بايد خدا را بندگی كنند در حالي كه دين را براي او خالص كرده‌اند.

-ادعوا الله مخلصين له الدين: خدا را بخوانيد در حالي كه دين را براي او خالص كرده‌ايد.

 

برداشت ما از اخلاص در در دعا و عبادت این است که  ریاکاری نداشته باشیم. اگرچه پرهیز از ریا نیز فضیلتی اخلاقی است، اما با توجه به پیشزمینه‌ی اعتقادی مشرکان، خالص کردن دعا برای خدا به این معناست که در دعا به غیر خدا متوسل نشویم.

ما در قرآن نمی‌خوانیم که مشرکان برای بتهای خود صلاة و صوم (نماز و روزه) می‌گزارده‌اند، اما به آشکارترین شکل می‌بینیم که مشرکان غیر خدا را در دعا وارد می‌کرده‌اند و از آنان استمداد می‌طلبیده‌اند. سادهترین معیار برای تشخیص توحید یا شرک پیروان یک دین یا مذهب، بررسی ادعیه‌ی آنان است. در دعای موحدانه تنها از خدا یاری میخواهیم؛ در دعای مشرکانه از خدا و عیسی و مریم یاری می‌خواهیم.

مقايسه‌ي دعاهاي قرآن با دعاهاي ما نشان مي‌دهد كه رويكرد ما به دعا علاوه بر آنكه مشركانه است، گاه جاهلانه و خرافي هم هست. به عنوان مثال در سنت ما دعاهايي وجود دارد كه با خواندن آنها دندان‌درد و دل‌درد و ساير امراض خوب مي‌شود، دعاهايي تعويذ عقرب و مار و درندگان است و دعاهايي نيز وجود دارد كه بر كاغذي نوشته مي‌شود و حامل آن از گزند چشم‌زخم و ساير بلاها محفوظ مي‌ماند. این دعاها بیشتر به ورد جادوگران شبیه است و خواننده‌ی دعا یا حمل کننده‌ی تعویذ معمولاً محتوای آنچه را که می‌خواند یا حمل می‌کند نمی‌داند. دعا در قرآن پيش از آنكه درخواست براي تغيير قوانين طبيعت باشد، رابطه‌اي معنوي بين بنده و خداست. دو دعاي مهم در قرآن دعا براي هدايت و دعا براي آمرزش (استغفار) است. اين دعاها اعتراف انسان به خطا و گناه و درخواست تحولي معنوي از خداست. دعاهاي ما معمولاً براي تغيير قوانين طبيعت و نقض جریان عادی امور است.

توسل به مقدسان ديني در كنار خدا و ذکر نام آنها در دعا تمايلي قوي در ميان پيروان سنتي پيامبران ابراهيمي است. ما نیز مانند اهل کتاب، در گرفتاريها و مصيبتها علاوه بر صدا زدن خدا، مقدسان ديني را هم به ياري مي‌طلبیم. قرآن با توجه به این تمایل مشرکانه، علاوه بر نام «خدا» نامهای ديگری را نیز براي استفاده در دعا بيان كرده است، اما همگي اين نامها صفات خداست و نامي از عيسي و مريم و يوسف و پطرس در میان آنها به چشم نمي‌خورد:

 

خدا نامهاي نيكويي دارد، او را با آنها بخوانيد. و كساني كه در نامهاي او الحاد مي‌كنند رها كنيد كه به جزاي آنچه مي‌كنند خواهند رسيد. (اعراف 180)

او خدايي است كه جز او خدايي نيست. مالك، قدوس، سلام، مؤمن، مهيمن، عزيز، جبار و متكبر است. خدا از آنچه شريك مي‌كنند منزه است.

او خداي خالق، باري و مصوِر است. او نامهاي نيكويي دارد. هر چه در آسمانها و زمين است او را تسبيح مي‌كنند و او عزيز و حكيم است. (حشر 23 و 24)

 

 

اگر بخواهیم دعای مشرکانه‌‌‌ی مفاتیح الجنان را با دستور العمل قرآن موحدانه کنیم، باید جای نامهای بندگان نیکوی خدا را با نامهای نیکوی خدا عوض کنیم:

 

خدايا، بلا بزرگ شد،

درون ريش شد،

زمين تنگ شد و آسمان دريغ كرد.

از تو ياري مي‌خواهيم و به تو شكايت مي‌كنيم.

تو در سختي و آساني مورد اعتمادي.

اي خالق و اي رازق،

اي عزیز و اي حکیم.

مرا كفايت كن كه تو برايم كافي هستي،

و مرا ياري كن كه تو ياريگر من هستي.

اي خدا، ای مولاي من.

به فرياد برس، به فرياد برس، به فرياد برس.

مرا درياب، مرا درياب، مرا درياب.

اي مهربانترين مهربانان.

 

خدا را با هريك از نامهایش مي‌توانيم بخوانيم، اما نام بندگان خدا را نمي‌توانيم به جاي نام خدا بگذاريم:

 

قل ادعوا الله أوادعوا الرحمن، أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی.

بگو «خدا» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید. هر کدام را که بخوانید، او نامهای نیکویی دارد.  (اسرا 110)