ستایش از آنِ خداست

 

محمد حسین شهریار، شاعر معاصر ایران شعر زیبایی در ستایش امام علی دارد که اگرچه با تعالیم سنتی دینی ما همخوان است، با تعالیم توحیدی قرآن همخوان نیست. در این شعر شاعر مدعی میشود که سایهی رحمت امام علی بر سر تمام کائنات کشیده شده است و اگر رحمت او نباشد، آتش دوزخ تمام کائنات را خواهد سوزاند. اینها در حقیقت توصیفات خداست که به امام علی، بندهی گرامی خدا، نسبت داده میشود. شهریار خود پس از این توصیفات متحیر مانده است که علی را بشر بداند یا خدا:

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

 

آنچه شهریار در شعر خود بیان کرده است، همان اعتقاداتی است که معلمان سنتی دین به ما آموختهاند:

 

علی بر جهان ولایت تکوینی دارد.

علی از هر خطا و گناهی مصون است.

ذکر علی عبادت است.

نامه‌ی عمل با نام علی آغاز می‌شود.

علی قسیم النار والجنه است...

 

در گزارههای فوق که هیچ سنخیتی با تعالیم قرآن ندارند، علی به جای خدا نشسته است. ما صریحاً پیشوایان دینی را خدا نمی‌خوانیم، اما آنها را در جایگاه خدایی مینشانیم. چنانکه پیشتر گفته شد، ایراد قرآن به مسیحیان تنها این نیست که آنها عیسی را صریحاً خدا میدانند. قرآن میگوید مسیحیان مریم را نیز «به خدایی میگیرند». مسیحیان مریم را خدا نمینامند، اما او را در جایگاه خدایی مینشانند. به همین ترتیب ما نیز علی و سایر پیشوایان دینی خود را در جایگاه خدایی مینشانیم بدون اینکه آنها را صریحاً خدا بنامیم. البته گروه افراطیتری هم هستند که برای علی صریحاً جایگاهی الهی قائلند و به آنها «علی اللهی» میگویند.

 

علی از مردان بزرگ تاریخ است. عدالت، شجاعت، و سایر فضایل انسانی او تحسین‌برانگیز و قابل ستایش است. اما علی را به فضایل انسانی باید ستود، نه صفات خدایی. بعضی از فضایل انسانی امام علی نیز در شعر شهریار منعکس شده است:

 

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجایب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را

 

ستایش فضایل امام علی ستایش فضایل انسانی است، و البته یکی از فضایل امام علی هم این است که بر خلاف اعتقادات ما، او خود را بشری متفاوت و برتر از دیگران نمی‌دید و از خطا و اشتباه مصون نمی‌دانست:

 

با من آن گونه كه با جباران سخن گفته میشود، سخن نگوييد و آنچه را كه از تندخویان پنهان میكنند از من پنهان نکنید و نزد من ظاهرسازی نكنيد.  و گمان مبريد اگر سخن حقى به من گفته شود برمن گران آید و به دنبال بزرگ ساختن خويشتنم، زيرا كسى كه شنيدن حق یا پيشنهاد عدالت برايش سنگين باشد عمل به آن دو برایش سنگينتر است. بنابراين از گفتن حقّ یا مشورت عادلانه خوددارى نكنيد، زيرا من خود را بالاتر از آن نمى دانم كه اشتباه كنم و از خطا در كارهايم ايمن نيستم مگر اينكه خداوندى كه از من قادرتر است مرا حفظ كند.

من و شما بندگان مملوك پروردگارى هستيم كه جز او پروردگارى نيست. او مالک ماست و ما مالک خود نیستیم. او ما را از آنچه در آن بوديم به سوى صلاح راهنمايى كرد، ضلالت ما را به هدايت تبديل کرد و بصیرت را بعد از نابینایی به ما عطا فرمود. (نهج البلاغه، خطبه‌ی 216)

 

***

 

عباراتی چون «لا إله إلا الله» و «الحمد لله» از عبارات کلیدی قرآن هستند. این عبارات که زمانی موضوع اصلی مناقشه‌ی پیامبران و مشرکان بوده است، در فرهنگ امروزی ما از معانی اصیل و توحیدی خود تهی شده‌اند. ما هنگامی که عصبانی می‌شویم می‌گوییم «لا إله إلا الله» و هنگامی که حالمان را می‌پرسند می‌گوییم «الحمد لله». با وجود تکرار بسیار این عبارات، ما پیشوایان دینی خود را همچون عیسی و مریم در مسیحیت به خدایی می‌گیریم و آنها را به صفات خدایی می‌ستاییم، یعنی هم «لا إله إلا الله» را نقض می‌کنیم هم «الحمد لله» را. قرآن می‌گوید: الحمد لله، بل اکثرهم لایعلمون؛ ستایش از آن خداست، اما اکثرشان نمی‌دانند. این الحمد لله با ذکری که ما پس از صرف غذا به زبان می‌آوریم تفاوت دارد. واقعیت این است که اکثر ما نمی‌دانیم که الحمد لله. اکثر ما نمی‌دانیم که ستایش از آن خداست و بندگان خدا را به صفات خدایی می‌ستاییم.

 

در شعر زیر که در ستایش امام علی سروده‌ شده است، شاعر به جای اینکه عادات سنتی خود را بر اساس تعالیم پیامبران توحید اصلاح کند، در جهت برعکس، پیامبران توحید را نیز پیرو عادات سنتی خود نشان داده است.

 

دلا باید به هر دم یا علی گفت

نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به صدق دل همیشه یاد او کرد

به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

دمی که روح در آدم دمیدند

ز جا برخاست آدم یا علی گفت

چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست

توسل جست و هر دم یا علی گفت

ز بطن حوت یونس گشت آزاد

ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد

کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

نمیشد زنده جان مرده هرگز

یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

رسول الله شنید از پرده غیب

ندایی آمد آن هم یا علی گفت

نزول وحی چون فرمود سبحان

ملک در اولین دم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیامبر

قدم بنهاد آن دم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 

معمولاً اشعار مداحان با کفرگویی توأم است. مداحان از مجموعه گروههایی هستند که از راه دین نان می‌خورند و در عین حال دین خدا را ضایع می‌کنند: یأکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله (توبه 34). سخنی به پیامبر منسوب است که «به صورت مداحان خاک بپاشید». اگر شعر فوق را در محضر امام علی می‌خواندیم، بعید نبود که به جای صله‌ای که زمامداران جائر به مداحان متملق خود می‌دهند، مشتی خاک نصیب صورتمان شود.

 

***

 

علاوه بر قرآن، در کتاب مقدس نیز به روشنی پیداست که «ستایش از آن خداست». هنگامی که با اشاره‌ی عصای موسی دریا شکافته شد، بنی‌اسرائیل موسی و عصای او را ستایش نکردند، بلکه خدا و قدرت او را ستایش کردند. سرود  موسی و بنی‌اسرائیل در ستایش خدا پس از عبور از دریا در کتاب خروج آمده است:

 

موسی و بنی‌اسرائیل این سرود را برای خدا خواندند:

من برای خداوند سرود می‌خوانم، چون شکوهمندانه پیروز شده است.

او اسبها و سواران را به دریا انداخت.

 

خداوند سرود من است.

او قدرت و نجات من است.

او خدای من است، و من او را ستایش می‌کنم.

او خدای پدران من است و من او را تجلیل می‌کنم.

او جنگاور است و نامش خداست.

 

ارابه‌های فرعون و سربازانش را به دریا افکند.

فرماندهانش نیز در دریای سرخ غرق شدند.

مانند سنگ به اعماق فرو رفتند.

 

دست راستت ای خداوند مظهر قدرت است.

دست راستت ای خداوند دشمن را در هم کوبید.

 

با شکوه و عظمتت کسانی را که دربرابرت برخاستند برانداختی.

آتش خشمت آنان را چون کاه نابود کرد.

در آب دمیدی و آن را شکافتی.

آب چون دیوار ایستاند و بستر دریا خشک شد.

 

دشمن گفت: آنان را تعقیب می‌کنم، به چنگ می‌آورم و غنایم را تقسیم می‌کنم.

شمشیر می‌کشم و به دست خود نابودشان می‌کنم.

اما تو بر آنها توفان فرستادی، و آب آنها را فرا گرفت.

مانند سرب در دریای خروشان فرورفتند.

 

ای خداوند، در میان خدایان چه کسی مانند توست؟

چه کسی چون تو مقدس و شکوهمند است، هیبتی ستودنی دارد و کارهای شگفت می‌کند؟... (خروج 15، 1-11)

 

موسی در کنار سایر مردم به ستایش قدرت خدا و آیات شگفت او پرداخت، نه اینکه مداحان به ستایش کرامات و معجزات موسی پرداختند.

کتاب مزامیر یا زبور داوود که از متون الحاقی به تورات است نیز عموماً به دعا و ثنا و ستایش خدا اختصاص دارد. در سرتاسر این کتاب به روشنی می‌بینیم که ستایش از آن خداست نه بندگان خدا:

 

خداوند را ستایش کنید.

خداوند را از آسمانها ستایش کنید.

خداوند را در بلندیها ستایش کنید.

ای همه‌ی فرشتگانش، او را ستایش کنید.

ای همه‌ی لشکریانش، او را ستایش کنید.

ای خورشید و ماه، او را ستایش کنید.

ای ستارگان درخشان، او را ستایش کنید.

ای آسمانها او را ستایش کنید.

ای ابرها او را ستایش کنید.

همه‌ی آفریده‌ها نام خدا را ستایش کنند.

چون او فرمان داد، و آنها خلق شدند... (مزامیر 148، 1-5)