خدايان مشرکان به روایت قرآن و سنت
مصطفی عقاد، کارگردان فیلم سینمایی «محمد رسول الله»، بتهای مشرکان را این گونه نمایش داده است:



این بتها با تصورات سنتی ما از خدایان مشرکان همخوان است، اما با توصیفات قرآن همخوان نیست. خدايان مشركان موجوداتي موهوم نبودند. مصادیق مهم خدایان مشرکان حجاز در عصر نزول قرآن عبارت بودند از:
عیسی و مریم:
وإذ قال الله: یا عیسی ابن مریم! أأنت قلت للناس اتخذونی وأمی الهین من دون الله؟
و آنگاه که خدا گفت: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که غیر از خدا من و مادرم را به خدایی بگیرید؟ (مائده 116)
پیامبران و فرشتگان:
ولا یأمرکم أن تتخذوا الملائکة والنبیین أربابا. أیأمرکم بالکفر بعد إذ أنتم مسلمون؟
و به شما فرمان نمیدهد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی بگیرید. آیا شما را پس از مسلمانی به کفر فرمان میدهد؟ (آل عمران 80)
توضیح این نکته لازم است که در ادبیات قرآن بر خلاف ادبیات دینی رایج ما، پیروان همهی پیامبران مسلمان بودهاند. مشرکان در حقیقت مسلمانانی بودند که صدها سال پس از ابراهیم و موسی و عیسی از مسلمانی به کفر برگشته بودند.
احبار و رهبان:
اتخذوا أَحبارهم ورهبانهم أَربابا من دون الله.
غیر از خدا احبار و راهبانشان را به خدایی گرفتند. (توبه 31)
در سورهی نجم به سه نام دیگر نیز اشاره شده است که ما بتهای مشرکان را بیشتر به این نامها میشناسیم:
لات، عزی، منات:
أَفرأیتم اللات والعزى؟ ومناة الثالثة الأخرى؟ أَلكم الذكر وله الأنثى؟
آیا لات و عزی را دیدید؟ و منات، سومی را؟ آیا شما پسر دارید و او دختر؟ (نجم 19 تا 21)
در قرآن به اینکه مشرکان این سه را نیز به خدایی میگرفتند، مستقیما اشاره نشده است. آنچه از آیات فوق پیداست این است که این سه مؤنث بودند و مشرکان آنها را به خدا متعلق میدانستند. با این حال هویت این سه را نیز به کمک آیات دیگر قرآن میتوان تعیین کرد. در سورهی صافات میخوانیم:
فاستفتهم: ألربک البنات ولهم البنون؟ أم خلقنا الملائکة إناثا وهم شاهدون؟
از آنان بپرس: آیا پروردگارت دخترانی دارد و آنها پسرانی؟ آیا ما فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها شاهد بودند؟ (صافات 149 و 150)
مشرکان فرشتگان را مؤنث ميدانستند و آنها را دختران خدا میناميدند. لات، عزی، و منات دختران خدا بودند. بنا بر این میتوان نتیجه گرفت که لات، عزی، و منات سه فرشته بودند. در میان خدايان مشرکان، این سه را میتوانیم در گروه فرشتگان جای دهیم.
آیات دیگری نیز در قرآن وجود دارد که با تصورات ما از خدايان مشرکان سازگار نیست. قرآن میگوید که خدایان مشرکان بندگانی مانند آنها هستند:
إن الذین تدعون من دون الله عباد أمثالکم. فادعوهم فلیستجیبوا لکم إن کنتم صادقین.
غیر از خدا کسانی را میخوانید که بندگانی مانند شما هستند. آنها را بخوانید. باید به شما جواب دهند اگر راست میگویید. (اعراف 194)
اصطلاح «بندگان خدا» در قرآن تنها برای اشاره به انسانها و فرشتگان به کار رفته است. قرآن به اشیای سنگی و چوبی بندگان خدا نمیگوید:
لن یستنکف المسیح أن یکون عبدا لله، ولا الملائکة المقربون.
مسیح ابا ندارد که بندهی خدا باشد، و فرشتگان مقرب نیز. (نسا 172)
مشركان «بندگان گرامي» را به خدايي ميگرفتند:
وقالوا اتخذ الرحمن ولدا. سبحانه. بل عباد مکرمون.
و گفتند که خدا فرزند گرفته است. او منزه است. آنها بندگانی گرامی هستند. (انبیا 26)
وجه مشترک بندگان گرامی خدا، اعم از پیامبران، فرشتگان، روحانیان، راهبان، و قديساني چون مريم این است که همهی آنها از مقربان خدا هستند. خدا حاکم جهان است و مقربان خدا دور او را گرفتهاند. مشرکان مقربان خدا را واسطهی خود و خدا میکردند تا راهي به درگاه خدا پيدا كنند:
ما نعبدهم إلا لیقربونا إلی الله زلفی
آنها را بندگی نمیکنیم مگر برای اینکه ما را به خدا بيشتر نزدیک کنند. (زمر 3)
بخشی از مشرکان حجاز، اهل کتاب بودند. این گروه امروزه نیز حاضرند و ما میتوانیم خدايانشان را فارغ از منقولات سنتي به چشم خود ببینیم. بتهای امروزي اهل کتاب همان قدر که از تصورات سنتی ما فاصله دارند، به توصیف قرآن از بتهای مشرکان حجاز نزدیکند:


مسيحيان كاتوليك اشخاصی همچون مریم، یوسف (شوهر مریم پس از تولد عیسی که از مریم و عیسی مراقبت کرد)، شاگردان عيسي، قدیسان، و فرشتگان را شفیع خود و خدا میدانند، به درگاه آنان دعا میکنند و حوايج خود را از آنان ميطلبند. مسیحیان پروتستان منتقد این آيين کاتولیکها هستند.