آخرین نشانهی پيامبري عیسی

 

بنا به قرآن، عیسی به اذن خدا بیماران را شفا می‌داد و مردگان را زنده می‌کرد (آل عمران 49 و مائده 110). ما امروزه با استناد به چنین آیاتی برای شفای بیماران به برگزیدگان خدا متوسل می‌شویم. اگر این برداشت از قرآن درست باشد، ما می‌توانیم برای زنده شدن مردگانمان نیز به عيسي و ساير مقدسان ديني متوسل شویم. چنین توسلی معمول نیست. چرا؟

ماهیت آنچه قرآن آیه می‌نامد با آنچه ما معجزه می‌نامیم فرق می‌کند. آیاتی که به اذن خدا و در ظاهر به دست پیامبران خدا روی می‌داد، فعل مستقیم خدا بود و پیامبران در آن دخالتی نداشتند. پیامبران بشری مانند ما بودند و آیات خدا از محدوده‌ی قدرت و دانش بشری آنان خارج بود.

نه تنها از پيامبران، بلكه از انسانهاي معمولي نيز در ظاهر افعالي سر مي‌زند كه در حقيقت فعل آنها نيست. به عنوان مثال، پدر نطفه‌ای را در رحم مادر قرار می‌دهد. به اذن خدا یکی از شگفت‌انگیزترین آیات خدا روی می‌دهد و فرزند خلق می‌شود. ممکن است ما فاعل این پدیده را پدر و مادر بدانیم، و در ظاهر نیز با اراده و عمل آنها خلقت فرزند آغاز می‌شود و جنین با تغذیه از بدن مادر به رشد خود ادامه می‌دهد. اما واقعیت این است که پدر و مادر در تکوین فرزند نقشی ندارند. هنگامی که ما شگفتیهای بدن انسان را مطالعه می‌کنیم، توانایی و دانایی والدین را در خلقت اين نظام پيچيده تحسين نمي‌كنيم. این را نیز در نظر بگیریم که گاه والدین اراده می‌کنند که صاحب فرزند شوند، اما این خواست آنها محقق نمی‌شود.

خدا در خلقت انسان، نیازی به وجود والدین ندارد. آدم و حوا بدون والدین خلق شدند. عیسی نیز بدون نیاز به پدر خلق شد. هنگامی که والدین یا پیامبران واسطه‌ی وقوع آیات خدا شوند، فاعل این آیات تغییر نمی‌کند.

 

او كسي است كه شما را در رحمها هر گونه بخواهد شكل مي‌دهد. جز او خدايي نيست. او عزيز و حكيم است. (آل عمران 6)

 

بعضی از معجزات بدون دخالت پیامبران انجام مي‌گرفت. بعضی از معجزات نیز به دست پیامبران انجام مي‌گرفت. دخالت پیامبران در وقوع این معجزات، از دخالت والدین در تکوین فرزند بیشتر نبود. هنگامی که موسی با دستور خدا عصا را از دست رها کرد، حتی نمی‌دانست که نتیجه‌ی این عمل چه خواهد بود. بنا به قرآن، عیسی به اذن خدا مجسمه‌ای از گِل به شکل پرنده درست کرد و در آن دمید. مجسمه‌ به اذن خدا به پرنده‌ی واقعی تبدیل ‌شد (آل عمران 49 و مائده 110). گِل آدم نیز به همین روش به آدم تبدیل شد. هر انسانی می‌تواند مجسمه‌ای از گِل درست کند و در آن بدمد. این گِل تنها با اراده‌ی مستقیم خدا زنده می‌شود، حتی اگر دمنده عیسی باشد.

 

قرآن گاه فاعل افعال عادی انسانها را نیز خدا می‌داند:

 

شما آنها را نکشتید بلکه خدا آنها را کشت، و وقتی تیر انداختی، تو نینداختی بلکه خدا انداخت. تا مومنان را به آزمایشی نیکو بیازماید، و خدا شنوا و داناست. (انفال 17)

 

به طریق اولی می‌توان گفت هنگامی که عیسی به اذن خدا مردگان را زنده می‌کرد، عیسی نبود که مردگان را زنده می‌کرد، بلکه خدا بود.

بررسي «آخرین معجزه‌ی عیسی» در انجیل نشان می‌دهد که او کوچکترین دخالتی در وقوع اين معجزه نداشت. به روایت انجیل، عیسی به اصرار علمای یهودی دستگیر، شکنجه، و اعدام شد، اما اعدام عیسی پایان کار او نبود. عیسی پس از سه روز به اذن خدا زنده شد، از دخمه‌ی قبر بیرون آمد، و پس از چهل روز به آسمان عروج کرد. كساني كه روز بعد از تدفين عيسي به محل دفن رفتند، ديدند كه در دخمه باز است و دخمه خالي است. عيسي خود وقوع این معجزه را به عنوان آخرین نشانه از قبل خبر داده بود:

 

چند تن از علما و فریسیان گفتند: استاد، می‌خواهیم نشانه‌ای از تو ببینیم.

عیسی جواب داد: نسلی شرور و بدکار طالب نشانه هستند. نشانه‌ای داده نمی‌شود، جز نشانه‌ی یونس نبی. همان گونه که یونس سه شبانه‌روز در شکم نهنگ بود، پسر انسان سه شبانه‌روز در دل زمین خواهد بود. (متی 12:38 تا 12:40)

 

جالب است كه در اين ديالوگ انجيل نيز مانند قرآن، به جاي كلمه‌ي «معجزه»‌ از «نشانه»‌ استفاده شده است. پس از اعدام، شاگردان عيسي بارها استاد خود را زنده دیدند. عيسي حتي جاي زخم ميخهاي صليب را به آنها نشان داد (لوقا 24:39). يهوديان که عيسي را فريبكار مي‌دانستند، بر مرگ او تأكيد داشتند. به روايت انجيل،  آنها اين دروغ را شايع كردند كه جسد عيسي شبانه از قبر دزديده شده است (متي 28:12 تا 28:15). قرآن روايت یهودیان از عاقبت عيسي را نفي و عروج او را تأييد كرده است:

 

و سخنشان كه گفتند، ما مسيح، عيسي پسر مريم پيامبر خدا را كشتيم، حال آنكه او را نكشتند و به دار نكشيدند، اما بر آنان مشتبه شد. آنان كه درباره‌ي او اختلاف مي‌كردند، خود در ترديد بودند. علمي نداشتند و از گمان پيروي مي‌كردند. به يقين او را نكشتند.

بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و او عزيز و حكيم است. (نسا 157 و 158)

 

مفسران قرآن در تفسير آيات فوق بدون اعتنا به انجيل و با استناد به روايات معتقدند كه يهوديان به جاي عيسي شخص ديگري را به اشتباه كشته‌اند، اما اين تنها تفسير ممكن نيست: اگر کسی را به اشتباه به جای کس دیگری بکشند، قاتلان گمان می‌کنند که فرد مورد نظر را کشته‌اند، اما اگر کسی را بکشند و مقتول پس از قتل به اذن خدا  زنده شود یا از قتل جان به در ببرد، باز هم قاتلان گمان می‌کنند که فرد مورد نظر را کشته‌اند. در هر دو صورت يقيناً او را نكشته‌اند و امر بر آنان مشتبه شده است. در تأييد انطباق روایت قرآن و انجیل، می‌توان به عبارات آیه‌ی 17 سوره‌ی انفال نیز اشاره کرد. در ادبیات قرآن ممکن است وقوع فعلی که واقع شده است، از دیدگاهی دیگر نفی شود.

عيسي از سرنوشت دردناك خود آگاه بود، و تمايل داشت كه خدا سرنوشتش را تغيير دهد. اما اراده‌ي خدا تغيير نكرد. انجيل اضطراب و اندوه شدید عيسي را در شب دستگيري توصيف كرده است. اگر در این ماجرا اراده‌ی عیسی موثر بود، از وقوع آن جلوگیری می‌کرد:

 

عیسی با شاگردانش به مکانی به نام جتسیمانی رفت و به آنها گفت: اینجا بنشینید تا من آنسوتر بروم و دعا کنم.

پطرس و دو پسر زبدی را با خود برد، و غم و اندوه او را فراگرفت.

آنگاه به آنها گفت: از شدت اندوه در شرف مرگم. شما بیدار بمانید و منتظر باشید.

کمی دورتر رفت و به سجده افتاد و دعا کرد: ای پدر، اگر امکان دارد، این جام را از مقابلم بردار، اما نه به خواهش من، بلکه به خواست تو.

و به نزد شاگردانش برگشت، و آنها را خوابیده دید. به پطرس گفت: نتوانستی یک ساعت منتظرم بمانی؟ بیدار باش و دعا کن، تا به وسوسه نیفتی. روح طالب است، اما بدن ضعیف است.

بار دوم دور شد و دعا کرد: ای پدر، اگر این جام از مقابلم برداشته نمی‌شود و باید آن را بنوشم، آنچه خواست توست بشود. (متی 26:36 تا 26:42)

 

يكي از پرسشهايي كه در خصوص ولايت تكويني پیامبران و برگزیدگان خدا بر جهان پيش مي‌آيد اين است كه اين بزرگان با وجود تواناییهای فرابشری چرا نمي‌توانستند بيش از يك انسان معمولي در برابر ظلمي كه به آنها مي‌شد كاري كنند و بسیاری از آنان به ناحق کشته می‌شدند (آل عمران 21). پیامبران انسان بودند و معجزات حتی اگر در ظاهر به دست آنها رخ می‌داد، فعل خدا بود. اگر این دو را تفکیک نکنیم به باورهای مسیحی می‌رسیم. متکلمان مسیحی معتقدند که عیسی هم کاملاً انسان بود و هم کاملاً خدا بود. عقل می‌گوید که پیامبران و برگزیدگان خدا بشری مانند دیگران بودند و قرآن نیز همین را تأیید می‌کند. افعال فرابشری پیامبران كه به اذن خدا روي مي‌داد، افعال خدا بود و پیامبران در آن دخالتی نداشتند.